اعجاز انشاي عددي قرآن حكيم و ترجمه
 
 
بر آنيم كه خوانندگان را با حقايقي از اعجاز انشای رياضي قرآن مجيد و عترت و ترجمه آشنا نماييم
 
بسم الله الرحمن الرحیم

فتدبّر

اين فائده، مناظره‌اي است كه در كلمه‌ي 231 از كتاب هزار يك كلمه آمده‌ است:

جناب استادم علّامه حاج ميرزا ابوالحسن شعراني، رضوان‌الله عليه در تعليقه‌اي بر ترجمه‌ي «نفس المفهوم» فرموده‌است: و من بنده‌ي مترجم اين كتاب، با ملحدي به‌صورت اتّفاقي بحثي افتاد كه ذكر آن فائدت بسيار دارد.

گفت: در قرآن مجيد است كه ﴿عَلَيها تِسعَه عَشَرَ؛ نوزده نگهبان بر جهنّم گماشته‌اند؛ اين عدد براي چيست؟

گفتم: عدد را گاه براي مبالغت آورند و غرض به خصوص آن عدد نيست؛ چنان‌كه فرمود:

﴿اِن تَستَغفِر لَهُم سَبعينَ مَرَّه يَغفِرَ اللهُ لَهُم؛[1]

اگر هفتادبار براي ايشان استغفار كني، خدا آنان را نيامرزد.

و در محاورت گوييم: ده‌بار تو را به خانه‌‌ام دعوت كردم، نيامدي! صدبار تو را نصيحت كردم، نشنيدي!

گفت: نوزده عدد اندك است و مبالغه را نشايد.

گفتم: مبالغت در هر جا به تناسب محلّ است. بر در زندان دو پاسبان بس است؛ هرچند هزار كس به درون باشد. پس نوزده در اين‌جا، مبالغه را كافي است.

گفت: گيريم كه چنين است، نوزده چرا اختيار افتاد، ده چرا نگفت؟

گفتم: بزرگ‌ترين عددي كه ممكن بود در سياق آيت‌ها آورده شده‌است. آورده زيادتي مبالغت را كه فواصل همه حرف «راء» است:

«إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ ﴿١٨﴾ فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ﴿١٩﴾ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ﴿٢٠﴾ ثُمَّ نَظَرَ ﴿٢١﴾ ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ ﴿٢٢﴾ ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ ﴿٢٣﴾ فَقَالَ إِنْ هَـٰذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ ﴿٢٤﴾ إِنْ هَـٰذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ ﴿٢٥﴾ سَأُصْلِيهِ سَقَرَ ﴿٢٦﴾ وَ مَا أَدْرَئكَ مَا سَقَرُ ﴿٢٧﴾ لَا تُبْقِي وَ لَا تَذَرُ ﴿٢٨﴾ لَوَّاحَه لِّلْبَشَرِ ﴿٢٩﴾ عَلَيْهَا تِسْعَه عَشَرَ ﴿٣٠﴾».[2]

در اين‌جا اگر هر يك از اعداد «عشر» تا «تسعه عشر» را مي‌فرمود مناسب بود، و «تسعه‌عشر» بزرگ‌ترين عدد مناسب بود، آن اختيار افتاد (البتّه عدد نوزده حاوي كوچك‌ترين رقم و بزرگ‌ترين رقم نيز است).چون اين بشنيد سخت شگفت آمدش!

گفت: بسيار در آيات تفكّر مي‌كنيد.

گفتم: قرآن حکيم براي همين آمد كه در آن تفكّر و تدبّر كنند، همان‌گونه كه خداوند متعال مي‌فرمايد:

﴿أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا﴾؛[3]

آيا هیچ در قرآن حکيم دقّت نکرده، نمي‌انديشيد؟ يا بر دل‌هايشان بندها نهاده شده‌است؟

[1]) سوره‌ي توبه (9)، آيه‌ي 80.

[2]) سوره‌ي مدّثّر (74)، آيات 18 تا 30.

[3]) سوره‌ي محمّد (47)، آيه‌ي 24.

منبع: «سرچشمه‌ي معرفت»، حقايق و اسراري از «بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم»، محمّدامين احمدي فقيه، انتشارات آيات بينات، 1388.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان ۱۳۹۱ساعت 14:45  توسط احمدي فقيه  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

چند نکته در خصوص اعجاز انشای عددی قرآن حکیم:

1-تعداد كثيري از قرآن‏پژوهان و دانشمندان مسلمان به بحث و تحقيق در زمينه‌ي اعجاز عددي و نظم رياضي قرآن حکيم پرداخته‏اند و كتاب‌ها و مقالات زيادي خصوصاً در قرن حاضر در اين مورد نوشته و به نتايج قابل توجّه و جالبي رسيده‏اند. بنابراين، مي‏توان گفت، اعجاز عددي قرآن مجيد، به‌طور اجمالي، ثابت شده‌است و اين مسأله چيزي نيست كه كسي بتواند آن را انكار كند، بلكه اين مسأله حتّا مورد قبول مخالفان اين نظريه نيز هست. البتّه اين سخن بدان معنا نيست كه هرچه در مورد اعجاز عددي قرآن حکيم در اين‌گونه كتاب‏ها گفته شده‌است، صحيح است.

2-بررسي اين حجّت قاطع، با توجّه به حالات و شرايط زماني و مكاني نزول وحي نشان مي‏دهد كه طرح و ابداع يك چنين شبكه‌ي پيچيده و رابطه‌ي خارق‌العاده حروف و كلمات كه نظير آن در سرتاسر تمدّن بشري، در هيچ كتاب ديگري ديده نشده‌است، خارج از قدرت و فكر و هوش انسان است و احتمال وقوع آن نيز بر حسب تصادف، غيرممكن و كاملاً مردود است.

3-به‌هرحال، پذيرش اعجاز عددي و نظم رياضي قرآن حکيم به گونه‌ي اجمالي، دليلي بر صحّت تمام مطالبي كه در اين زمينه گفته‏اند، نيست. بنابراين، همان‌گونه كه بعضي اشكالات مخالفان قابل خدشه است، هم‌چنين بعضي از مطالب و موارد موافقان نيز خالي از خطا و اشتباه و حساب‏سازي نيست. بعضي از موافقان اين نظريه، به بعضي از اشتباهات ديگران اعتراف كرده‏اند.

4-اعجاز انشاي عددي قرآن حکيم، مطلبي اعجازانگيز، شگفت‏‌آور و قابل توجّه است؛ زيرا، اين كتاب در مدت 23 سال و در زمان‌ها و مكان‌ها و حالت‌هاي گوناگون بر فردي اُمّي نازل شده‌است و در عين برخورداري از وجوه اعجاز مختلف و فراوان، نظم رياضي دقيقي نيز دارد. مقايسه‌ي اين كتاب با كتاب‌هاي بشري با فرض امكان عقلي وجود چنين نظم رياضي، به هيچ وجه، صحيح نيست؛ زيرا، به‌فرض اين كه كتابي به اين وسعت داراي نظم عددي و رياضي باشد، ولي:

الف-تنها داشتن نظم رياضي و عددي در يك كتاب كافي نيست.

ب-شرايط نوشتن يك كتاب در زمان ما با زمان پيامبر، صلّي‌الله عليه و آله و سلّم، به هيچ وجه يك‌سان نيست.

ج-محتواي عميق و استوار قرآن حکيم در هيچ كتاب بشري نظير ندارد.

بنابراين، اين سخن كه «عادتاً محال نيست كه كسي كتابي تدوين كند و در عين حال چنين معادلاتي در آن بگنجاند. چنان‌چه نوابغي پيدا مي‏شوند و كتاب‌هايي مي‏نويسند كه اين‏گونه هنر نمايي‏ها در آن به چشم مي‏خورد» صحيح نيست؛ چون، قياس نمودن قرآن کريم با كتاب‏هاي بشري است، غافل از اين كه اعجاز قرآن مبين تنها محدود به‌همين اعجاز عددي نمي‏باشد تا بتوان آن را با كتاب‏هاي ديگر كه احياناً امكان عقلي دارد، در اين مورد شبيه قرآن مجيد باشند، مقايسه كرد.

5-افراط و تفريط در هيچ‌كاري جايز نيست. بنابراين، همان‌گونه كه نبايد در طرح مسأله‌ي اعجاز عددي قرآن مجيد دچار افراط شويم و بخواهيم فرضيات خودمان را بر قرآن حکيم تطبيق كنيم، هم‌چنين نبايد در نفي آن دچار افراط شويم و همه چيز را انكار کنيم.

6-يكي از دلايل عدم استقبال از نظريه‌ي اعجاز عددي و مخالفت با آن (در ابتداي امر)، طرح اعجاز عدد 19 توسّط دکتر رشاد خليفه است؛ چون، از سويي عدد 19، عدد مقدّس نزد فرقه‌ي ضالّه‌ي بهائيّت است و همين مسأله باعث مخالفت بعضي افراد با اين نظريه شده‌است. ازسوي ديگر، رشاد خليفه كه مبتكر اين اعجاز در قرآن مبين است دچار اشتباه‌هايي شده‌است که باعث کم‌رنگ‌تر شدن تحقيقات او شده‌است. به‌هرحال، نفس مطرح شدن اعجاز عدد 19 از شخصي مثل رشاد خليفه نمي‏تواند دليلي بر بطلان اين نظريه باشد.

اگر کسانی در اعجاز عددی اشتباهاتی دارند، نباید ندانسته اصل اعجاز را زیر سوال برد. اگر کسانی بت داخل کعبه کرده و آن را می پرستیدند، نباید کعبه را خراب کرد، بلکه باید کعبه را از بت ها پاک سازی کرد. نباید با انحراف و گناه کسی، دیگری را متهم کرد که نشان بی معرفتی است!

قرآن مجید به همین صورت کنونی مورد تایید همه باید باشد و هیچ گونه دخل و تصرفی نباید در آن صورت گیرد، حتی برای ما فارسی زبان که بعضی کلمات آن برای ما مشکل است.

7-پرداختن به يک عدد و ذكر مواردي از آن، هيچ‌گاه دليلي بر قداست آن عدد نيست، بنابراين، در نظر قائلان به اعجاز قرآن حکيم در اعدادي ديگري مثل 5، 7، 9، 11، 12، 13، 14، 17، 40، 70، 99 و... اين اعداد هيچ تقدّسي ندارند و چنين مطلبي هم از هيچ‌كدام از قائلان گزارش نشده‌است. همان‌گونه كه در روايات ما نسبت به عدد 40 و عدد 70 توجّه خاصّي شده‌است، ولي اين به‌معناي قداست اين اعداد در نزد ائمه، عليهم‌السّلام، و مسلمانان نيست.

اعجاز انشای لفظی و عددی قرآن حکیم بسیار شیرین و دلچسب است و حقایق ناگفتنی زیادی دارد که برای هر کس نمی توان عنوان کرد...

بيان وجوه اعجاز قرآن مبين راهي گشوده براي تمام انسان‌ها است كه با تدبّر و تأمّل و دقّت در قرآن عظيم به‌موارد ديگري از اعجاز قرآن کريم كه از پيشينيان مخفي مانده‌است، پي‌ببرند.

منابع:

1-«سرچشمه‌ي معرفت»، حقايق و اسراري از «بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم»، محمّدامين احمدي فقيه، انتشارات آيات بينات، 1388.

2-«اعجاز سوره‌ي مبارک حمد»، محمّدامين احمدي فقيه، انتشارات پژواک کيوان، 1390.

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۱ساعت 15:15  توسط احمدي فقيه  | 
بسم الله الرحمن الرحیم

حقیقت یقین

یقین، نفوذ و رسوخ و ثبات افکار و عقاید در قلب است؛ ثباتی که تزلزل در آن راه ندارد. امیرالمومنین، علی بن ابی طالب، علیه‌السلام، در باره‌ی یقین فرمودند:

«الیقین هو التصدیق، و التصدیق هو الاقرار، و الاقرار هو الاداء و الاداء هو العمل»؛

یقین، تصدیق و قبول کردن است، و قبول کردن اعتراف کردن است و اعتراف نمودن آماده شدن برای به جا آوردن است و به جا آوردن، عمل است.

نهج البلاغه، حکمت 120.

بر اساس این بیان در واقع میوه یقین همان حقیقت عمل است، که پس از ایمان به اسلام و رسول‏الله، صلی‌الله علیه و آله و سلّم، و امامان، علیهم‌السلام، حاصل می‏شود و هر فردی در حد یقین و باور خود تسلیم خدا و رسول بوده، به آنچه فرموده‏اند، عمل می‏کند.

 

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۱ساعت 11:50  توسط احمدي فقيه  | 

بسم‌الله الرّحمن الرّحيم؛ ن وَ القَلَمِ وَ ما يَسطُرُونَ ﴿1

به نام خداوند مهرگسترِ بخشاينده‌ي مهرورز؛ نون؛ سوگند به قلم! و سوگند به آنچه خواهد نگاشت و سطربندی می‌کند (۱).
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۱ساعت 15:54  توسط احمدي فقيه  | 

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ؛ الم ﴿١﴾ ذَٰلِكَ الْكِتَبُ لَا رَيْبَ ۛ فِيهِۛ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ ﴿٢﴾ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلَوٰةَ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿٣﴾ وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَ مَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ﴿٤﴾ أُولَـٰئِكَ عَلَىٰ هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ ۖ وَ أُولَـٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿٥﴾

به نام خداوند بخشاينده‌ي مهربان؛ الف، لام، ميم؛ (رمزی است بين خدا و پيغمبرش) [1]. اين قرآني که شکّي در آن نيست، راهنماي پرهيزکاران است [2]. آن‌ها کساني هستند كه به ناديده (و آنچه پنهان است) ايمان آورند، و نماز برپا مي‌دارند، و از آنچه روزي‌شان داديم، انفاق مي‌کنند [3]. و آن کساني که به آنچه بر تو و بر پيغمبران قبل از تو نازل شده، ايمان مي‌آورند، و به روز جزا يقين دارند [4]. آنان از (جانب) پروردگارشان بر هدايت، و تنها آنان به حقيقت رستگاران‌اند [5].

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۱ساعت 15:49  توسط احمدي فقيه  | 
بسم الله الرحمن الرحیم

بیانات مقام معظم رهبری در ارتباط با اهمیت کتاب و کتاب‌خوانی

ارتباط مردم با كتاب، باید بیش از این باشد. من مى‏بینم كه متأسفانه كتاب در جامعه ما، آن مقدار كه شأن این جامعه اقتضا مى‏كند، رواج ندارد. اگر ما یك جامعه بى‏فرهنگ و تاریخ بودیم؛ جامعه‏اى بودیم كه گذشته و كسان فرهنگىِ با معرفت و برجسته‏اى ندارد؛ انسانهاى بااستعداد و فهیم و داراى بینش و طرز فكر بالا ندارد (مثل بعضى از جوامع گوناگونى كه در گوشه و كنار دنیا هستند) بى‏رغبتى به كتاب قابل توجیه بود؛ امّا در جامعه ما با این همه انسانهاى فرهنگى، برجسته، والا، اساتید، مؤلّفین، آشنایان با كتاب، شعرا، نویسندگان، علماى بزرگ، دانشگاهیان برجسته و عناصر فرهنگى و عالِم، چرا باید اُنس با كتاب این‏طور باشد؟! سابقه فرهنگى و تاریخى ما خیلى زیاد است. جامعه ما اساساً جامعه‏اى پخته و بالغ شده است؛ یك جامعه ابتدایى و بدوى نیست. مردم ما باید بیش از این با كتاب آشنا باشند.

منزل خودِ من، همه افراد، بدون استثنا، هرشب در حال مطالعه خوابشان مى‏برد. خود من هم همین‏طورم. نه این‏كه حالا وسط مطالعه خوابم ببرد. مطالعه مى‏كنم؛ تا خوابم مى‏آید، كتاب را مى‏گذارم و مى‏خوابم. همه افراد خانه ما، وقتى مى‏خواهند بخوابند حتماً یك كتاب كنار دستشان است. من فكر مى‏كنم كه همه خانواده‏هاى ایرانى باید این‏گونه باشند. توقّع من، این است. باید پدرها و مادرها، بچه‏ها را از اوّل با كتاب محشور و مأنوس كنند. حتّى بچه‏هاى كوچك باید با كتاب اُنس پیدا كنند. باید خریدِ كتاب، یكى از مخارج اصلى خانواده محسوب شود. مردم باید بیش از خریدن بعضى از وسایل تزییناتى و تجمّلاتى - مثل این لوسترها، میزهاى گوناگون، مبلهاى مختلف و پرده و... -، به كتاب اهمیّت بدهند. اوّل كتاب را مثل نان و خوراكى و وسایل معیشتى لازم بخرند؛ بعد كه این تأمین شد به زواید بپردازند. خلاصه، باید با كتاب اُنس پیدا كنند. در غیر این صورت، جامعه ایرانى به هدف و آرزویى كه دارد - كه حقّ او هم هست - نخواهد رسید.

بیست سؤال رهبری

رهبر معظم در جمع جوانان بجنوردی بیست سؤال را طرح کردند که پاسخ‌های آن می‌تواند سوژه‌های نابی برای تولید گفتمان و فکر و محتوا و تدبر باشد.

1-چرا فرهنگ کار جمعی در ایران ضعیف است؟

2-چرا در روابط اجتماعی، حقوق متقابل رعایت نمی شود؟

3-چرا در برخی مناطق، طلاق زیاد شده است؟

4-چرا در فرهنگ رانندگی انضباط لازم رعایت نمی شود؟

5-الزامات آپارتمان نشینی چیست آیا رعایت می شود؟

6-الگوی تفریح سالم کدام است؟

7-آیا در معاشرتهای روزانه، همیشه به هم راست می گوییم؟

8-دروغ چقدر در جامعه رواج دارد؟

9-علت برخی پرخاش گریها و نابردباریها در روابط اجتماعی چیست؟

10-طراحی لباسها و معماری شهرها چقدر منطقی و عقلانی است؟

11-آیا حقوق افراد در رسانه ها و در اینترنت رعایت می شود؟

12-علت بروز بیماری خطرناک قانون گریزی در برخی افراد و بعضی بخشها چیست؟

13-چقدر وجدان کاری و انضباط اجتماعی داریم؟

14-توجه به کیفیت در تولیدات داخلی چقدر است؟

15-چرا برخی حرفها و ایده های خوب در حد حرف و رؤیا باقی می ماند؟

16-ساعات کار مفید در دستگاهها چرا کم است؟

17-چه کنیم ریشه ربا قطع شود؟

18-آیا حقوق متقابل زن و شوهر و فرزندان در خانواده ها بطور کامل رعایت می شود؟

19-چرا مصرف گرایی، برای برخی افتخار شده است؟

20-چه کنیم تا زن هم کرامت و عزت خانوادگیش حفظ شود و هم بتواند وظایف اجتماعی خود را انجام دهد؟

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۱ساعت 15:33  توسط احمدي فقيه  | 
بسم الله الرحمن الرحیم

تركيب‏پذيرى، يكى از خصوصيات زبان فارسى است، زبان فارسى، خصوصيتش تركيب‏پذيرى است و مى‏تواند بى‏نهايت مفهوم را در خودش جاى بدهد. گمان مى‏كنم كه هيچ زبانى مثل زبان فارسى نيست.

فارسى‏ صحيح، زبان شيرين و پُروسعتى است. الآن زبان ما، از زبان عربى وسيع‏تر است.

زبان فارسى، علاوه بر گسترش و تركيب‏پذيرى خودش، زبان بسيار خوب و شيرين و پُرگنجايشى است و مثل يك بادكنك، صد برابر حجم فعلى خودش، قابل گسترش است.

زبان فارسى مثل همه‏ى زبان‌هاى ديگر، محتاج نوسازى روز به روز است. وقتى اين ريشه سالم است، بايد روز به روز شاخه و برگ‌هايش زياد بشود و اتساع پيدا كند. متأسفانه اين كار نشده است؛ نه اينكه امروز نشده، بلكه در تمام دوران پنجاه، شصت‏ساله‏ى گذشته، جز كارهاى فردى، هيچ كارى انجام نشده است. اين فرهنگستان‌ها چيزهاى بسيار خنثايى بودند و از اول تا حالا تقريباً يك چيز حسابى بيرون ندادند. اگر يك‏وقت يك نويسنده‏ى حسابى، يك شاعر خوب، يك انسان بزرگ با ذوق، توانسته در حد شخصى كارى انجام بدهد، يك‏قدم زبان را پيش برده ؛ و الّا يك كار جريانى انجام نگرفته است.

هر زبانى كه سعه‏ى نفوذ آن زياد باشد، طبيعى است كه با خود فرهنگى را حمل مى‏كند. كارى كه امروز دولت‌هاى استعمارگر و سلطه‏طلب مى‏خواهند با خرج‌هاى زياد و با اعمال نفوذهاى فراوانى در دنيا انجام بدهند، زبان فارسى آن كار را با نفوذ طبيعىِ خودش كرده است. نمى‏شود باور كرد كه نفوذ زبان فارسى به خاطر قدرت سياسى كشور فارسى‏زبان است.

بنابراين، علت نفوذ زبان فارسى در چيز ديگرى است؛ شايد يك مقدار در خود ذات اين زبان است؛ يعنى تركيب ، شيوايى ويژه و آهنگى كه اين زبان دارد. من از بعضى كسانى كه در مجامع جهانى خيلى حضور پيدا مى‏كنند و نطق‌هاى مختلف را مى‏شنوند، شنيدم كه مى‏گفتند آهنگ زبان فارسى و نطق‌هاى فارسى، گيراتر از آهنگ زبان‌هاى ديگر است. ما هم گاهى مى‏بينيم كه بعضى از اشخاصى كه از كشورهاى متعدد به ايران مى‏آيند و در اينجا صحبت مى‏كنند، آن زيبايى و فراز و نشيب لطيف زبان فارسى در كلامشان احساس نمى‏شود. البته اين‏ها را بايستى زبان‏شناسان بگويند؛ چيزى نيست كه با گوش بشود فهميد ؛ لابد موازين و معيارهايى دارد كه اين‏ها را زبان‏شناسان مى‏فهمند.

علت ديگر نفوذ زبان فارسى، آن بار معنايى است كه اين زبان با خودش حمل مى‏كند. زبان فارسى، فرهنگ غنى‏اى را با خودش مى‏برده است؛ اين فرهنگ امروز در اختيار ماست؛ عمدتاً هم فرهنگ اسلامى است؛ يعنى اسلام در اين منطقه‏ى شرق عالم، از شبه قاره گرفته تا چين و تا هرجاى ديگر كه رفته، با زبان فارسى رفته است. خيلى نزديك به نظر مى‏آيد كه يكى از عوامل گسترش زبان فارسى در دنيا و لااقل در اين ناحيه همراهى آن با دين و پيام دين و معارف دينى باشد؛ يعنى آن كسى كه اين دين و اين معارف را مى‏پذيرد، زبانى را هم كه حامل آن است، مى‏پذيرد. من ديده‏ام كه قوال‌ها در هند در مقبره‏ى شاه ولى‏اللّه  مى‏نشينند و اشعارى را به زبان فارسى مى‏خوانند. البته فارسى را هم خيلى بد مى‏خوانند ؛ يعنى صدايشان خوب است،  ليكن خواندن‌شان خيلى غلط  دارد؛ درعين‏حال اشعار، همان اشعار عرفانى و معنوى فارسى است كه يا از اشعار خود شاه ولى‏اللّه و يا از اشعار ديگران مى‏خوانند. بنابراين، ما مى‏توانيم آن محتواى عرفانى و آن فرهنگ اسلامى را كه شكل لطيف و زيباى خودش را در ايران داشته، عامل گسترش زبان بدانيم.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۱ساعت 13:56  توسط احمدي فقيه  | 
بسم الله الرحمن الرحیم 

(الَّذِينَ آمَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّلِحَتِ)؛ كسانى كه ايمان آورده‌اند و كارهاي شايسته و پسنديده انجام داده‌اند؛

جمله‌ي فوق به همان صورت 49 مرتبه در قرآن حکیم آمده است و تعابیر بسیار شیرینی برای هر یک وجود دارد و نشانه ها و مصادیق بسیاری از (سبعا من المثانی) و اعجاز انشای عددی را به نمایش می گذارد که به گوشه ای از آن اشاره می شود. تکرارها عبارتند از:

(2:25)؛ (2:82)؛ (2:277)؛ (3:57)؛ (4:57)؛ (4:122)؛ (4:173)؛ (5:9)؛ (5:93)؛ (7:42)؛ (10:4)؛ (10:9)؛ (11:23)؛ (13:29)؛ (14:23)؛ (18:107)؛ (19:96)؛ (22:14)؛ (22:23)؛ (22:50)؛ (22:56)؛ (26:227)؛ (29:7)؛ (29:9)؛ (29:58)؛ (30:15)؛ (30:45)؛ (31:8)؛ (32:19)؛ (34:4)؛ (35:7)؛ (38:24)؛ (38:28)؛ (40:58)؛ (41:8)؛ (42:22)؛ (42:23)؛ (42:26)؛ (45:21)؛ (45:30)؛ (47:2)؛ (47:12)؛ (48:29)؛ (65:11)؛ (84:25)؛ (85:11)؛ (95:6)؛ (98:7)؛ (103:3).

در 13 مورد، جمع شماره سوره با شماره آیه، مضرب 7 دارند.

در 13 مورد، شماره‌ي سوره یا شماره آیه مضرب 7 دارند، اولین تکرار (7:42) و آخرین تکرار (98:7) در هر دو مورد، شماره‌ی سوره و شماره آیه مضرب 7 دارند.

جمع شماره سوره و آیه در اولین تکرار با آخرین تکرار برابر 133 است: 133=7×19.

عدد دترمینان 2×2 برای اولین تکرار و آخرین تکرار و نیز دومین تکرار از ابتدا و دومین تکرار از انتها اعدادی با مضرب 7 می‌دهند:

۳۶۷×۷-=2569-=2575-6=

25  2

3  103

 

۱۱۴۶×۷-=8022-=8036-14=

82  2

7  98

 در یکی از این آیه ها که معروف به آیه مودت است آمده است:

«إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّلِحتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا»

كسانى كه ايمان آورده‌اند و كارهاي شايسته و پسنديده انجام داده‌اند، خداوند مهرگستر محبتی برای آنان در دل ها قرار می دهد.

امام صادق علیه السلام در مورد این آیه فرموده اند:

ولایة امیرالمومنین هیَ الودُّ الذی قالَ الله ُ تعالی.

ولایت امیرالمومنین علی، علیه السلام، همان محبتی است که خداوند فرموده است.

منابع:

1. تفسیر قمی، ج۲، ص۵۵؛ «احقاق الحق»، ج 3، ص 83 تا 86؛ «نور الثقلین»، ج 3، ص 363 و 364؛ «قرطبى»، ج11، ص161.
2. «بحار الانوار»، ج 35، ص357; «المیزان»، ج 14، ص115; «شواهد التنزیل» حاكم حسكانى، ج 1، ص 471 و 472؛ «درّ المنثور»، ج 4، ص287 .
3. «الغدیر»، ج 2، ص65.
4. «روح المعانى»، ج 16، ص130؛ «مجمع البیان»، ج 6، ص455؛ «نهج البلاغه»، كلمات قصار، كلمه 45؛ «بحار الانوار»، ج 39، ص296.
5. «تفسیر عیاشى»، ج 2، ص142; «نور الثقلین»، ج 2، ص343، و ج 3، ص363; «تفسیر صافى»، ج 2، ص435.

6-شأن نزول آیات قرآن، ص 310.

۷-اعجاز سوره مبارک حمد، محمدامین احمدی فقیه، نشر پژواک کیوان، ۱۳۹۰.

 |+| نوشته شده در  شنبه بیستم آبان ۱۳۹۱ساعت 11:8  توسط احمدي فقيه  | 
بسم الله الرحمن الرحیم

آیت الله سید جمال الدین استرآبادی از روحانیون عارف و زاهد و با سابقه طولانی که مدتی در نجف و کربلا بودند و اساتید بزرگی داشته اند و اکنون نیز در تهران می باشند. در حدود سال ۱۳۵۰ هجری شمسی ترجمه قرآن حکیم را انجام داده اند و در سال ۱۳۵۴ هجری شمسی، ترجمه ایشان توسط یکی از انتشارات تهران به چاپ رسید و جزو یکی از بهترین ترجمه های خوب و کم اشتباه قبل از انقلاب می باشد و تنها یک مرتبه در سالگرد انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۸ به چاپ رسیده است و متاسفانه این ترجمه مورد عنایت قرار نگرفته و کم تر در دست رس همگان می باشد. با آرزوی سلامتی و طول عمر برای آن عالم ربانی ترجمه سوره مبارک حمد از ایشان تقدیم می شود.

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ ﴿1﴾ اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعٰلَمِينَ ﴿2﴾ اَلرَّحْمٰنِ الرَّحيمِ ﴿3﴾ مَلِكِ يَوْمِ الدِّينِ ﴿4﴾ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴿5﴾ اِهْدِنَا الصِّرٰطَ المُسْتَقِيمَ ﴿6﴾ صِرٰطَ الَّذِينَ اَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ ﴿7﴾.

به نام خداوند بخشاينده‌ی مهربان [1]. ستايش خداوندي را (سزد) كه پروردگار جهانيان است [2]. بخشاينده‌ي مهربان [3]. فرمان‌روای روز جزاست [4]. خداوندا! تو را پرستش مي‏کنيم و از تو ياري مي‏طلبيم [5]. ما را به راه راست هدايت فرما! [6]. راه کسانی كه نعمت داده‏اي به ايشان، نه (راه آنان که) خشم کردی بر ايشان، و نه (راه) گم‌گشتگان [7].

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۱ساعت 9:10  توسط احمدي فقيه  | 
بسم الله الرحمن الرحیم

أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِي قَالُوا نَعْبُدُ إِلَـٰهَكَ وَ إِلَـٰهَ آبَائِكَ إِبْرَٰهِمَ وَ إِسْمَٰعِيلَ وَ إِسْحَٰقَ إِلَـٰهًا وَٰحِدًا وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ﴿١٣٣﴾

(يهوديان به دروغ مي‌گفتند: يعقوب، عليه‌السّلام، فرزندان خود را به آيين يهودي سفارش کرد) آيا (شما يهوديان) وقتى كه مرگ يعقوب، عليه‌السّلام، فرا رسيد، حاضر بوديد؟ هنگامي كه به پسران خود گفت: «پس از من، چه چيزي را خواهيد پرستيد؟» گفتند: «معبود تو، و معبود پدرانت، ابراهيم و اسماعيل و اسحاق، عليهم‌السّلام، که معبودي يگانه است، مي‌پرستيم، و در برابر او تسليم و فرمان‌بُردار هستيم.»

آیه ۱۳۳ سوره بقره و آیه ۱۴۰ قرآن حکیم.

کلمه‌‌ي «إِلَـٰهَكَ» و «إِلَـٰهَ» و «إِلَـٰهًا» و کلمه‌ي «وَٰحِدًا» که ارزش ابجدي 19 دارد و اشاره به تعداد حروف «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم» است، اين کلمات اوّلين مرتبه در اين آيه‌ي 133 سوره‌ي بقره آمده است: 133=7×19.

به نام او که فراخ دانش است و شيرين گفتار. به نام او که فراغ رحمت است و نغز کردار. همه ناتوانند و او توانا. همه نادانند و او دانا. همه در عددند و او واحد.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان ۱۳۹۱ساعت 11:5  توسط احمدي فقيه  | 
هر قلب به سینه اش صفایی دارد       هر قبله برای خود خدایی دارد
اما ز درون کعبه می گفت خدا             ایوان نجف عجب صفایی دارد

حقا که علی ولی مطلق باشد            حق با علی و علی مع الحق باشد
انکار ولایت شهنشاه نجف                  کفر است چه کفر، کفر مطلق باشد

الطاف خفیه خدا شامل ماست           صد شکر ولای مرتضی در دل ماست
در روز جزا که توشه از ما خواهند       حب علی و آل علی حاصل ماست

 

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان ۱۳۹۱ساعت 9:18  توسط احمدي فقيه  | 
بسم الله الرحمن الرحیم

ترجمه الهي قمشه اي(2)
مقالات نقد و بررسي(1)-- 

ترجمه گرمارودي(2)
 

ترجمه خرمشاهي(1)
مقالات نقد و بررسي(1)-- 

ترجمه آیت الله مکارم(1)
 

ترجمه استاد ولي(2)
مقالات نقد و بررسي(2)-- 

قرآن قدس(1)
 

ترجمه تفسير طبري(1)
 

ترجمه شيرازي(1)
 

تفسير قران پاك(1)
 

تفسيري كهن ( مينوي)(1)
 

ترجمه كمبريج(1)
 

تاج التراجم(1)
 

تفسير بر عشر ( متيني)(1)
 

ترجمه ناصرخسرو(1)
 

ترجمه قرآن موزه پارس(1)
 

ترجمه شنشقي(1)
 

ترجمه سورآبادي(1)
 

ترجمه قرآن كوفي(1)
 

تفسير نسفي(1)
 

كشف الاسرار و عده الابرار(1)
 

ترجمه ابوالفتوح رازي(1)
 

تفسير بصاير يمني(1)
 

ترجمه قرآن ري(1)
 

قرآن آكادمي تاجيكستان(1)
 

قرآن مترجم 315 6(1)
 

شريف لاهيجي(1)
 

قرآن مترجم شماره 1089(1)
 

تفسير گازر(1)
 

تفسير مواهب عليه(1)
 

ترجمه فارسي مخدوم نوح(1)
 

تفسير و ترجمة الخواص(1)
 

ترجمه و تفسير منهج الصادقين(1)
 

ترجمه جمال الدين محقق خوانساري(1)
 

ترجمه شاه ولى الله دهلوى(1)
 

ترجمه بصير الملک(1)
 

ترجمه صفي علي شاه(2)
 

ترجمه فارسي افغاني(1)
 

ترجمه انتشارات معراجي(1)
 

تفسير روان جاويد(1)
 

ترجمه معزي(1)
 

ترجمه مصباح زاده(1)
 

ميرزا ابو الحسن شعراني(1)
 

ترجمه تفسير اثني عشري(1)
 

سيد عبد الحسين طيب(1)
 

سيد محمود طالقاني(1)
 

داد خواه شيرازي(1)
 

سيد علي اکبر قرشي(1)
 

ترجمه کليم الله متين(1)
 

ترجمه محمود ياسري(1)
 

ترجمه اشرفي تبريزي(1)
 

قرآن فرهنگستان(1)
 

عباسعلي کيوان قزويني(1)
 

احمد نوانديش(1)
 

داريوش شاهين(1)
 

جلال الدين فارسي(1)
 

عبد المحمد آيتي(1)
 

ابو القاسم امامي(1)
 

سيد جلال الدين مجتبوي(1)
 

ترجمه تفسير بيان السعاده(1)
 

احمد کاويا نپور(1)
 

ترجمه کاظم پور جوادي(1)
 

اکبر يزدان پناه(1)
 

ترجمه گرمارودي(1)
 

ترجمه تفسير راهنما(1)
 

ترجمه محمد مهدي فولادوند(2)
 

ترجمه تفسير مجمع البيان(1)
 

ترجمه بهاء الدين خرمشاهي(1)
 

ترجمه تفسير من هدي القرآن(1)
 

محسن قرائتي(1)
 

ترجمه کوثر(1)
 

سيد علي غيوري(1)
 

سيد مهدي دادور(1)
 

سيد کاظم ارفع(1)
 

اصغر برزي(1)
 

محمد صادق تهراني(1)
 

ترجمه تفسير كاشف(1)
 

ابوالفضل بهرامپور(1)
 

معصومه يزدان پناه(1)
 

حسين استاد ولي(1)
 

سيد ابراهيم بروجردي(1)
 

الهي قمشه اي(1)
 

ابراهيم عاملي(1)
 

ابوالقاسم پاينده(1)
 

رضا سراج(1)
 

حكمت آل آقا(1)
 

سيد جمال الدين استر آبادي(1)
 

سيد محمد باقر موسوي همداني(1)
 

محمد خواجوي(1)
 

مصطفي خرم دل(1)
 

مكارم شيرازي(1)
 

مصطفي رحماندوست(1)
 

مسعود انصاري(1)
 

گلي از بوستان خدا(1)
 

آيت الله مشكيني(1)
 

طاهره صفار زاده(1)
 

علي اصغر حلبي(1)
 

زهرا روستا(1)
 

حسين انصاريان(1)
 

محمد علي رضايي اصفهاني(1)
 

مسعود رياعي(1)
 

سيد محمد رضا صفوي(1)
 

پلي ميان شعر هجايي و عروضي(1)
 

عليرضا خسرواني(1)
 

زين العابدين رهنما(1)
 

حسين عمادزاده اصفهاني(1)
 

خليل الله صبري(1)
 

احسان الله علي استخري(1)
 

عبد المجيد صادق نوبري(1)
 

علي نقي فيض الاسلام(1)
 

سيد اسدالله مصطفوي(1)
 

مجتهده امين اصفهاني(1)
 

محمد باقر بهبودي(1)
 

ابوالفضل داور پناه(1)
 

سيد ابوالفضل برقعي(1)
 

سيد محمد باقر حجتي(1)
 

عبدالكريم بي آزار شيرازي(1)
 

محمد خامه گر(1)
 

سید محمد جواد ذهنی تهرانی(1)
 

سید عبد الحجِة بلاغی(1)
 

سید علی کمالی دزفولی(1)
 

فرزانه زنبقی(1)
 

سید ضیاء الدین طباطبایی یزدی(1)
 

دکتر محمد مفتح و همکاران(1)
 

علی اکبر طاهری قزوینی(1)
 

بابا صفری(1)
 

علی اکبر سروری(1)
 

سید محمد حسین همدانی(1)
 

ترجمه گروه فرقان(1)
 

ترجمه تفسیر جوامع الجامع(1)
 

مصطفی خّرم دل(1)
 

احمد آرام(1)
 

محمد علی عابدی(1)
 

سید علی خامنه ای(1)

حسن مصطفوی(1)

 منبع: http://www.maarefquran.com

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱ساعت 15:35  توسط احمدي فقيه  | 
  بالا