|
اعجاز انشاي عددي قرآن حكيم و ترجمه
|
||
|
بر آنيم كه خوانندگان را با حقايقي از اعجاز انشای رياضي قرآن مجيد و عترت و ترجمه آشنا نماييم |
گزارش سومین جلسه نقد و بررسی به تاریخ 14 اسفند ۹۰ با موضوع اعجاز اثر انگشت منحصر به فرد انسان
موضوع: اثر انگشت
بسم الله الرحمن الرحیم
أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ (3) بَلى قادِرينَ عَلى أَنْ نُسَوِّيَ بَنانَهُ (القیامه:4)
آيا آدمى مىپندارد كه ما استخوانهايش را گرد نخواهيم آورد؟ (3) آرى! قادريم كه (حتى خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتب كنيم (۴).
ز ابتدای تاریخ نیاز به تشخیص هویت افراد برای انسان امری حیاتی بوده است و امروزه به سبب رشد روز افزون جمعیت و به دنبال آن افزایش آمار بزه های اجتماعی و امکان دستیابی بزه کاران به راههای مختلف برای ایجاد تغییر در ظاهر خود و گریز از اجرای قانون، بشر به دنبال ساخت سیستم های تشخیص هویت افراد میباشد.
امروزه روشهای بیشماری برای تشخیص هویت افراد از طریق ویژگیهای بیولوژیک و رفتاری آنها ابداع شده است از جمله: شناسایی از طریق رگهای انگشت دست، عنبیه چشم، فرم چهره، امضا، هندسه دست و...
امروزه یکی از روشهای مطرح در تشخیص هویت، استفاده از اثر انگشت است. چرا که اثبات شده است اثر انگشت هر فرد یکتا و منحصر به خود او بوده و احتمال اینکه اثر انگشت فردی مانند فرد دیگری باشد از نظر ریاضی و تجربی تقریباً محال است.
خداوند متعال نیز در قرآن به این مهم اشاره کرده است و در آیه 3و4 سوره قیامت دقت آفرينش مجدد انسان را تا حدی بیان می کند که سر انگشتان نیز مانند روز اول به وجود آمده و بازسازی می شوند. آیه ۳ از سوره قیامت در جواب منکرین معاد می فرماید: آیا انسان فکر می کند که استخوانهای پوسیده را کسی نمی تواند جمع آوری نماید؟ سپس در پاسخ به این سؤال می فرماید خداوند قادر است حتی نقوشی را که بر روی انگشتان دست آدمی وجود دارد نیز بازسازی نموده و به صورت اول در آورد.
برخی از مفسرین معنای واژه بنان را سرانگشت معنا کردهاند که با منحصر بفرد بودن اثر انگشت تطابق میکند و برخی دیگر آن را خود انگشت معنا نموده اند. شاید ذکر این نکته خالی از لطف نباشد که حتی اگر بنان را به معنای انگشت در نظر بگیریم، امروزه با روشهای مستدل علمی اثبات شده است که شکل رگهای موجود در انگشتان دست هر فرد منحصر به خود او بوده و امروزه به عنوان بهترین روش برای تشخیص هویت افراد استفاده می شود.
منحصر به فرد بودن اثر انگشت هر فرد هم به صورت تجربی و هم به صورت تئوری قابل اثبات است:
در روش تجربی، ابتدا تعدادی از نمونههای اثر انگشت به عنوان نماینده انتخاب میشود. سپس سیستم تطابق دهنده اثر انگشت، به مقایسه آنها با یکدیگر میپردازد. دقت سیستم، بیانگر منحصر به فرد بودن اثر انگشت خواهد بود. این کار در مقیاس بالا برای حدود 1 میلیارد رکورد انجام شد و مشخص گردید که نرخ پذیرش درست این سیستم بالای 97% و نرخ پذیرش اشتباه آن در حدود 01/0% میباشد که نرخ پذیرش اشتباه آن نیز ناشی از کمبود کیفیت تصاویر گرفته شده بوده است.
در روش تئوری، تمام پدیدههایی و عواملی که میتواند در تفاوت اثر انگشت (چه در ارتباط با خودش و چه در ارتباط با انگشت دیگر) مؤثر باشد در نظر گرفته میشود و با استفاده از یک مقیاس مشابهت، احتمال اینکه دو انگشت دقیقاً مثل هم باشند محاسبه میگردد. آخرین و دقیقترین فرمولی که برای محاسبه احتمال تشابه دو اثر انگشت بدست آمده است، نشان میدهد که این احتمال بسیار پایین و در حدود 80-10× 2/1 میباشد.
اما سؤال اینجاست که آیا پیش از اشاره قرآن به این مطلب، سخنی در باب منحصر به فرد بودن اثر انگشت هر شخص به شکل مستدل ارائه شده است یا خیر. ادموند لوکارد دانشجوی متخصص پزشکی و قانون در سال 1918 اولین قوانین را برای اثبات یکی بودن دو اثر انگشت ابداع نمود تا به این وسیله کمینه تعداد برجستگیهایی که میبایست در دو اثر انگشت یکسان باشد تا یکی بودن آن دو را نشان دهد محاسبه شود. لوکارد توضیح داد که اگر دوازده نقطه همساز در دو تصویر واضح با لبههای دقیق از اثر انگشت وجود داشته باشند، یکی بودن دو اثر انگشت قطعی است.
اصولا تکنیکهای تشخیص اثر انگشت بر مبنای مکان نسبی نقاط انشعاب، برجستگی و دلتای هر اثر انگشت و فاصله آنها از یکدیگر عمل می کند که این مشخصات در انواع اثر انگشت متفاوت است.

ویژگیهای مورد استفاده برای تشخیص اثر انگشت افراد
نتیجهگیری
چنانکه دیده شد برخی آیات قرآن، پاسخ منکرین اصل معاد است و گروهی دیگر از آیات اثبات این مطلب است که خداوند قادر است موجودات را با همان ویژگیهای خودشان احیا کند که این موضوع حتی برای پیامبری مانند حضرت ابراهیم (ع) نیز مطرح بوده که فرمودند: اَرِنی کَیفَ تُحیِ الموتی و خداوند در پاسخ به ایشان دستور داد چهار مرغ را ذبح کرده و گوشت آنها را مخلوط کند و سپس به ابراهیم (ع) نشان داد که چگونه آنها را دقیقاً مانند روز اول در میآورد. در آیه مورد بحث قرآن هم اصل معاد را بیان میکند و هم با عبارت بلی قادرین... نکته بالاتری را میخواهد اعلام کند که با توجه به مطالب ذکر شده همان احیای با تمامی ویژگیهای فرد است که در اینجا اشاره به ویژگی منحصر به فرد یعنی سرانگشتان شده است.
با توجه به مطالب ذکر شده با جدیت قابل قبولی میتوان این مورد را از موارد اعجاز علمی قرآن دانست.
ارائه دهندگان: خانم غروی و مهندس شناسا
داوران: آقایان دکتر حمیدرضا ربیعی (دانشگاه علم وصنعت)، حجه الاسلام دکتر محمد سادات منصوری (دانشگاه شهید بهشتی)، حجه الاسلام دکتر محمود متوسل (دانشگاه تهران)
گزارش جلسه:
در تاریخ 14/12/90 سومین جلسه نقد و بررسی اعجاز قرآن در مؤسسهی فرهنگی تبیان رأس ساعت 18 برگزار گردید.
مشروح جلسه:
پس از قرائت قرآن، آقای مهندس ابراهیم شناسا بحث خود را با بیان تاریخچه تشخیص هویت آغاز نمود و سپس به شرح روش های تشخیص هویت و سیستم های بیومتریک از جمله اثر انگشت پرداخت. در این میان، بحث ویژهای روی الگوی رگ های انگشتان و منحصر به فرد بودن آن ها داشت. سپس بررسی مقایسه ای میان روش های مختلف بیومتریک عنوان نمود که در نتیجه مشخص گردید تصاویر رگ های درونی انگشت و پس از آن اثر انگشت از همه روش ها دقیق تر بوده است.
سپس تاریخچه علمی انگشت نگاری را بیان نمود و نیز اشاراتی به تاریخچه اثر انگشت قبل از میلاد داشت. پس از آن به اثبات انحصار اثر انگشت هر فرد پرداخت که از روی آمار ریاضی و فرمول های ارائه شده بدست آمده است؛ تا آنجا که احتمال یکی بودن اثر انگشت دو فرد 10 به توان 80- میرسد. و این مقدار از کل تعداد بشری که روی کره زمین آمده بیشتر است. یعنی این احتمال نزدیک به صفر است.
بعد از آن خانم غروی به بررسی قرآنی این موضوع پرداخت. بررسی ریشه لغات: «عِظام: استخوان ها» و «نُسَوِّيَ: که به معنی هماهنگی و برابر کردن است» و نیز واژه «بنان» که به معنی انگشتان و اطراف انگشتان (سر انگشتان) است. بنابراین عبارت «نسوی بنانه» به معنی بازآفرینی انگشتان و سرانگشتان خواهد بود و کلمه «بلی» تأکیدی است که نه تنها استخوانهای او را جمع می نماییم؛ بلکه سر انگشتان اورا نیز بازسازی میکنیم.
و نیز آیات مرتبط در مورد سؤالاتی که منکرین معاد درباره این مسئله داشتند مطرح شد.
همچنین بحث معاد جسمانی و داستان انبیاء در این مورد و سؤالات ایشان مطرح گردید و در آخر نتیجهگیری بر مبنای همان دو سؤال اساسی منکرین معاد و پاسخ قرآنی به آن عنوان شد. که بر این اساس اعجاز علمی آیه ثابت میشود.
نقد و بررسی ادعا توسط اساتید و حضار:
آقای دکتر ربیعی: چون بشر با دست کار میکرده، سابقه اثر انگشت به عنوان الگو به قبل از اسلام یعنی به بابلیان و دوران قبل از میلاد باز میگردد. اما به عنوان یک ویژگی UNIQUE (منحصر به فرد) استفاده نمی شده است. اثر انگشت سیصد سال پس از میلاد برای شناسایی نیز استفاده میشد اما در مورد اینکه یونیک بوده و برای هر فرد انحصار داشته است شواهد خاصی در دست نیست.
ایشان بر این باور بودند که دلایل ارائه شده در جلسه چندان محکم نبوده و این گونه قابل تطبیق با آیات نمی باشد چراکه ممکن است منظور آیه بازسازی استخوانهای انگشتان باشد کما اینکه امروزه استخوانهای ریز انسان را نیز بازسازی می کنند.
خانم غروی: آن مواردی که از قبل از اسلام فرمودید طبق شواهدی که جمعآوری شده، در مورد خطوط سر انگشت نبوده، بلکه شکل و فرم انگشتان و دست مطرح بوده است. البته هدف از این جلسه نیز رفع اشکالات موجود و تصحیح مطلب می باشد.
دکتر طالب پور: سؤال آقای دکتر خیلی خوب بود و اساسیترین سؤال در این زمینه است. اگر در آیه دقت کنیم: ابتدا با لفظ «بلی» می فرماید: «می توانیم»؛ ولی چرا با عبارت: «قادِرينَ عَلى أَنْ نُسَوِّيَ بَنانَهُ» ادامه یافته؟ در تفاسیر آمده است که این جمله حالیه است. بعلاوه سر انگشتان برای مردم آن دوره اصلاً شناخته شده نبوده است. پس حداقلِ استنباط ما این است که اثر انگشت مسأله ویژه ای است که آیه به آن اشاره دارد. با توجه به بحث معاد در قرآن و شبهات منکرین معاد و پاسخ های قرآن این سؤال نیز مطرح است که آیا ما جاودانه هستیم؟. مثلاً حضرت ابراهیم می خواست بداند آیا ویژگی های افراد دوباره برمی گردد؟ که خداوند با مثال [زنده نمودن] مرغ ها که در قرآن آورده، به آن پاسخ داد.
در آیه مورد نظر یا می توانیم بگوییم: به این ویژگی ها اشاره کرد و یا اینکه: پاسخ به سؤال دوم را با اشاره به ویژگی های منحصر به فرد آن بیان کنیم.
دکتر ربیعی: قسمت اول سؤال مورد تأکید است. تفسیر علامه در این زمینه چیست؟
خام غروی: بیان علامه نشان می دهد ظرافت هایی در دست انسان است که در حیوانات نیست و به باز آفرینی آن اشاره شده و به این دلیل خداوند به آن اشاره نموده است.
دکتر سادات منصوری: ظاهراً سؤال اساسی در این آیات این است که چرا [خداوند] در میان اعضای بدن سر انگشتان [را مثال زده که] به صورت اول در می آید. که البته به نظر علامه انحصار از آن بر نمی آید. به هر حال 1. مطابق علم و دانش آن روز هم مردم این ظرافت ها را تشخیص می دادند.
2. در اسلایدی که از بیان تفاسیر ارائه شد، معلوم بود که کل انگشت را باید در نظر بگیریم. و با توجه به آیه ی «وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ» (الانفال:12) که در قرآن آمده تنها مفهوم انگشتان از بنان در می آید.
3. در اسلاید هفتادم سؤال دومی که مردم داشتند این گونه مطرح شد که: چطور شناسایی افراد انجام می شود؟ که این سؤال به نظر میرسد در بیان قرآن وجود نداشته باشد. اگر این سؤال مورد خدشه باشد، اساس استدلال این ادعا مورد تردید واقع می شود.
دکتر ربیعی: این سؤال هم مطرح است که به فرض صحت ادعا، چرا قرآن از میان روش های بیومتریک فقط اثر انگشت را بیان کرده و مثلاً عنبیه را مطرح نفرموده است.
دکتر طالب پور: طرح یک مورد از روش های بیومتریک در قرآن کفایت میکند که اعجاز علمی آیه مزبور اثبات گردد. در مورد سؤال حاج آقا: ما ممکن است سؤالات مختلفی داشته باشیم و قرآنی که (تبیاناً لکل شیء) وکتاب هدایت برای عالمیان است باید به آن پاسخ گوید.
اما پاسخ به سؤال پیامبرانی چون حضرات عزیر و ابراهیم علیهماالسلام متفاوت است. در مورد ابراهیم (ع) خداوند هم زنده کردن و هم به شکل اول بازگشتن اعضاء را نمایان میسازد.
دکتر فقیهی: احتمالی که مطرح شد 10 به توان80- نزدیک به صفر است اما غیر ممکن نیست مثل اینکه بگوییم در همین لحظه یک پسر به دنیا بیاید که این احتمال نزدیک به صفر است ولی غیر ممکن نیست. این نشان می دهد منحصر به فرد نمی تواند باشد.
دکتر طالب پور: فقره دوم آیه نه برای خداوند و نه برای مردم آن زمان مهم نبوده است.
آقای احمدی فقیه از سازمان انرژی اتمی: ما خودمان را محدود به یک معنی استقلالی در مورد اثر انگشتان کردیم اما این عظام معانی دیگری هم دارد. از جمله کامل شدن و شکل گرفتن. لذا می تواند بحث عنبیه را هم شامل شود.
دکتر طالب پور: چنین معنایی را در مورد لغت عظام نداشتیم! و این استدلال بعید به نظر می رسد.
دکتر متوسل: باید برای اثبات یک معجزه قرآنی چندین مورد را اثبات کنیم. حداقل چیزی که در واژه بنان مد نظر است انگشت و سر انگشت است. اما حداقل چیزی که آیه میرساند، خود انگشت است. تا چه رسد به خطوط انگشت و سر انگشت. آیه حتی به خطوط هم اشاره ندارد. نکته دیگر اینکه قرآن به قدرت های الهی اشاره می کند. مثل این آیات: «أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ» (8) «وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ» (البلد:9)
اگر به این شکل برخورد کنیم به نظر می رسد، قرآن در مقام بیان مطلب نباشد و این ادعا به آن تحمیل می شود.
دکتر طالب پور: البته در معانی بنان، راه های فرعی نیز داشتیم که می تواند به خطوط اشاره داشته باشد.
دکتر متوسل: این معنا خطوط را نشان نمی دهد. حداکثر سر انگشت را نشان می دهد.
دکتر طالب پور: مطلب مهمتر آنکه سیاق این آیه نشان می دهد که خداوند در مقام بیان ویژگی هایی خاص انگشتان است.
دکتر حسینی خامنه (متخصص ارتوپدی) از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی: چون بحث عظام است، به نظر من ریزترین استخوان های بدن یعنی 26 عدد استخوان های دست را در بر می گیرد. پس به همان عظام بر می گردد نه سر انگشت. و استخوان خود بند انگشت از همه ی استخوان ها ریزتر است. در مورد فرمایش شما باید روی بنان بحث کنیم نه سر انگشتان.
دکتر حسن زاده استاد تشریح و جنین شناسی دانشگاه تهران: همان طور که دکتر حسینی فرمودند خصوصیات انگشتان بسیار خارق العاده است بلکه از مغز انسان نیز خارق العاده تر است. ساختار خود انگشتان از سر انگشت پیچیده تر است. حال سؤال این است آیا در قرآن بحث چشم وگوش نیامده، چرا آن ها را به عنوان اعجاز در نظر نمی گیریم؟ آیا علمی که مردم در مورد عنبیه داشتند همان است که الان دارند؟
آقای مصلح از مؤسسه قرآن پژوهشی شیراز: در مورد واژگان کلیدی مبحث مهم، واژه شناسی تاریخی است. نظر به آیات دیگر مثل این آیه: (الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى) هماهنگی و برنامه ریزی در ماده (قدر) می باشد و (نسوی) به معنی جدا و سوا کردن است نه به معنی هماهنگی.
دکتر طالب پور: در اینجا زمان جلسه به پایان رسید . ان شاءالله پاسخ باقی سؤالات جمع آوری شده بزودی بر روی سایت نمایان می گردد. نکته ای که باید عنوان گردد اینست که ما اکنون در مقام تبیین مسأله هستیم؛ در این جلسات اعجاز علمی برخی از موارد ادعایی اثبات میگردد و برخی اصلاح و یا رد میشود.
دکتر فقیهی: مسأله مهم برخورد با یک مسأله علمی است و متد کار برای ما مهم است و در اینجا با دید انتقادی این کار صورت میگیرد. همچنین بر خلاف سایر مواردی که در دنیای کنونی مطرح است، در جلسات انجمن علمی اعجاز قرآن ایران نظرات اساتید حوزه و دانشگاه با هم جمع و تبادل افکار صورت می گیرد.
بسم الله الرحمن الرحیم
نظام وکالتی و نیابتی در زمان امان حسن عسکری، علیه السلام، و زمینه سازی برای امام مهدی، علیه السلام
در پرتو نظام نيابتي امام حسن عسکري، علیه السلام، مردم آمادگي عصر امامت ولي عصر، علیه السلام، را پيدا کردند و تا کنون اين نظام وکالتي و نيابتي ادامه يافته است و ميتوانيم آثار و برکات آن نظام را مشاهده و به خوبي احساس کنيم.
به مناسبت هشتم ربيع الثاني سال روز ميلاد امام حسن عسکري، علیه السلام، آيت الله ميرزا محمد حسين احمدي فقيه يزدي در گفتگویی، نيم نگاهي به نظام وکالت در عصر امام حسن عسکري، علیه السلام، و روش حضرت در هدايت جامعه مسلمين در دوران حصر آن حضرت داشته است.
عصر امام حسن عسکري، علیه السلام، چه خصوصيت خاصي داشت که موجب تاسيس نظام وکالت شد؟
از ويژگيهاي عصر امام حسن عسکري، علیه السلام، تقارن حيات امام با عصر عباسيان است که بيشترين فشارها و زخم زبانها را نسبت به حضرت روا ميداشتند ، عباسيان با تجربهاي که از حکومتهاي گذشته و مقايسهاي که بين حکومت بني اميه با آن ظلمها و جناياتي که در حق اهل بيت، علیهم السلام، کرده بودند و در نهايت منجر به انقراض بني اميه شد و نيز با وضعيتي که خودشان ميخواستند حکومت کنند، اين دوران را تبديل به دوران پيچيده سياسي نموده است.
با همه قلدريها و سختي رفتاري که بني عباس با اهل بيت، علیهم السلام، داشتند، اما ميخواستند به گونهاي رفتار کنند تا محبوبيتي هم در بين مردم داشته باشند، در حالي که تلاش ميکردند به کلي اهل بيت، علیهم السلام، را ساقط کنند، اما مهمترين همت ايشان قطع رابطه بين امام و مردم بود، اين انقطاع و جدا کردن مردم از اهل بيت، علیهم السلام، مهمترين فشاري است که عباسيان در صدد آن بودند البته در عين حال ميخواستند ظاهر را به گونهاي حفظ کنند که مردم تصور کنند ايشان طرفدار اسلام و دين هستند لذا نوع سياست ايشان و برخورد ايشان با امور مختلف ديني، تفاوت بسيار زيادي با حکومتهاي قبلي دارد.
اين فشار سياسي و جلو گيري از ارتباط مردم با امام، علیه السلام، به گونهاي شد که گاهي شخصي براي يک سوال و حديث، مورد تعقيب قرار ميگرفت و امام حسن عسکري، علیه السلام، در عصري قرار گرفته بودند که مکرر زنداني ميشدند و بعد از حصرهاي متعددي که در حق ايشان روا ميداشتند در نهايت به محاصره کامل در آمدند و همواره در مراقبت شديد بودند، البته بني عباس شايع ميکرد که هدف ما حفظ جان امام ميباشد، لذا ايشان را در بين لشکريان و سپاه حفظ ميکنيم.
اينجاست که مردم، دور بودن از امام را تجربه ميکنند و در واقع قطع ارتباط امام و مردم در اين عصر محقق ميشود منتهي حضرت به وسيله وکلا و با واسطه مسائل ديني وظيفه مردم را به ايشان منتقل ميکردند و اين مسئله که مطالب امام توسط وکلا به مردم منتقل شود و مردم وظيفه خود را تشخيص دهند تجربه مهمي بود و اين برنامه ، برنامه ظريفي بود و حضرت توانستند مردم را براي دوران امامت حضرت وليعصر، علیه السلام، آن هم با دو غيبت صغري و کبري که در پيش بود آماده کنند. از اينجا مسئله نيابت مطرح ميشود هر چند ما با لفظ وکالت از آن ياد ميکنيم.
تفاوت نيابت با وکالت چيست؟
در عرف مردم نوعا وکالت را در امور مالي به کار ميرود اما " نيابت" عنواني بالاتر از "وکالت" دارد و در امور فرهنگي و ارشاد مردم، "نيابت" مطرح ميشود تا زمان امام حسن عسکري، علیه السلام، که بيشترين ارتباط را مردم با نواب و وکلاي آن حضرت داشتند، سئوالاتشان به گونهاي بوده است که ضمن اينکه سئوالات شرعي خود را مطرح ميکردند و جواب ميگرفتند اگر در تنگناهاي اجتماعي و گرفتاريهاي مختلفي که براي ايشان پيش ميآمد قرار ميگرفتند از طريق اين وکلا کسب تکلف ميکردند، امام حسن عسکري، علیه السلام، به " نظام وکالت " توسعه دادند و اين نظام را به "نظام نيابت" نزديکتر نمودند.
همان طوري که گفتيد وکلاي حضرت علاوه بر وکالت، کار نيابتي نيز انجام مي دادند، اين نائبان چه خصوصياتي داشتند؟
نائبان حضرت افراد بسيار فاضل و عالمي بودندکه به نوعي تحليل در بيان مسائل فقهي و احکام داشتند و ايشان در پرتو ارتباطي که با امام، علیه السلام، داشتند، کليد فهم مسائل ديني و رموز مسائل معرفتي را بدست آورده بودند و اين کليدها در اختيار ايشان قرار گرفته بود و اين امر تجربه بزرگي بود که در عصر امام حسن عسکري، علیه السلام، براي مردم حاصل شد و مردم فهميدند در زماني که نميتوان مستقيما از امام استفاده کنند چگونه از طريق نظام نيابتي و وکلا، مسائل ديني خود را حل نمايند.
اين نظام چه برکاتي داشت؟ و امام نائبان خود را چگونه راهنمايي و ارشاد مي کردند؟
در پرتو نظام نيابتي امام حسن عسکري، علیه السلام، مردم آمادگي عصر امامت ولي عصر، علیه السلام، را پيدا کردند و تا کنون اين نظام وکالتي و نيابتي ادامه يافته است و ميتوانيم آثار و برکات آن نظام را مشاهده و به خوبي احساس کنيم ، کساني که لياقت نيابت امام را داشتهاند همانطور که در عصر امام معصوم به خوبي راهنمايي ميشدند در زمان غيب هم راهنمايي ميشوند و در واقع امام حسن عسکري، علیه السلام، با برنامه اي حساب شده و ظريف، نظام وکالت و نيابت را به عصر امام زمان، علیه السلام، منتقل نمودند.
از باب نمونه احمد بن اسحاق در تشرفي که به محضر امام حسن عسکري، علیه السلام، داشتند ميگويد: «خدمت حضرت امام حسن عسکري، علیه السلام، رسيدم و در نظر داشتم راجع به جانشين آن حضرت از وي سؤالاتي کنم ، قبل از اينکه سؤال خود را مطرح سازم، فرمود: اي احمد، خداوند هرگز زمين را خالي از حجت نخواهد گذاشت، و از آغاز آفرينش آدم تا روز قيامت اين روش جاري خواهد بود، پروردگار به وسيله آن حجت، بلاها را از زمين دفع ميکند و برکات خود را بر اهل زمين نازل ميسازد.» چون امام ميديدند او لياقت بار عظيم وکالت و نيابت را دارد و اين بار را به دوش ميکشد، لذا امام بعد از خود را به ايشان نشان دادند.
راوي گويد: عرض کردم: يا ابن رسول اللَّه خليفه و امام بعد از شما کيست؟ امام پس از اين سؤال من از جاي خود با سرعت حرکت کرد و داخل اطاقي شد و بار ديگر در حالي که کودکي را در روي شانه خود گذاشته بود وارد گرديد، صورت اين کودک مانند ماه تمام ميدرخشيد و حدود سه سال از عمرش ميگذشت، سپس فرمود: « اي احمد؛ اگر نه اين بود که نزد خداوند آبرو و شرافت داري و در نزد حجتهاي پروردگار داراي مقام و منزلت هستي، هرگز اين کودک را به تو نشان نميدادم، اين کودک با حضرت رسول، صلي اللَّه عليه و آله وسلم، هم نام و کنيه است، و او زمين را پس از ظلم و جور از عدل و داد پر ميکند. اي احمد مَثَل اين کودک در ميان اين امت، مانند خضر و ذي القرنين است، به پروردگار سوگند اين غيبتي خواهد داشت که جز گروهي از معتقدين به امامت ائمه، علیهم السلام، بقيه هلاک خواهند گرديد.»
احمد گويد: عرض کردم: اي مولاي من، او علامتي دارد که قلبم اطمينان پيدا کند، در اين هنگام کودک شروع به سخن گفتن نمود و با زبان عربي فصيحي گفت: «أنا بقية اللَّه في أرضه و المنتقم من أعدائه فلا تطلب أثرا بعد عين يا احمد بن اسحاق.» احمد گويد: من پس از اين جريان، بسيار خوشحال از منزل امام، علیه السلام، بيرون آمدم. «کمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص384.»
از افتخارات احمد بن اسحاق است که چندين امام را از نزديک مشاهده و درک کرده است و شخصيت بزرگواري است و اصل و اساس مسجد امام حسن عسکري را نيز همين احمد بن اسحاق ساخته است ، معروف است که ايشان در روبروي اين مسجد دفن شدهاند و حال آنکه او در مسير راهي که به سوي کربلا و مکه ميرفته است در نزديک کرمانشاه از دنيا ميرود و جايگاه دفن او در آنجا مورد توجه مردم است و اين مسجد به دستور و کالت از حضرت ساخته شده است و حتي مشهور است که امام حسن عسکري، علیه السلام، امر کردهاند و اين مسجد را ساختهاند ؛ کمکهاي مالي که مردم براي پيشرفت اسلام و اهداف آن بايد به امام ميدادند از طريق وکلاي آن حضرت انجام ميگرفته است. از جمله اين وکلاء " احمد بن اسحاق" است که به خوبي اين نقش را عهد دار شد و روايات فراواني از طريق او نقل شده است که مسند قابل توجهي جمع آوري شده است و در همايشي که در بزرگداشت احمد بن اسحاق برگزار شد خدماتي که اين وکيل بزرگ امام عسکري، علیه السلام، ارائه نموده بودند بررسي شد، عمده راوياني که در آن عصر در قم حضور داشتند به وسيله ايشان تغذيه علمي ميشدند.
آيا در فقه کتاب مستقلي در باب نيابت نوشته شده است؟
متاسفانه در فقه در باب نيابت کتاب مستقلي نوشته نشده است، ولي در لابلاي مسائل فقها و مباحث فقهي، بحث نيابت به فراواني بيان شده است، مثلا در بحث حج و ديگر جاها بحث نيابت مطرح شده است اما کتاب مستقلي نديدهام، اخيرا يکي از دوستان که پايان نامهاي را ميخواستند بنويسند، من بحث نيابت را پيشنهاد کردم تا به بررسي احکام "نيابت" و تفاوت آن با "وکالت" بپردازند و ان شا الله ديگران اين برنامه را تکميل کنند و اين مسأله را در محضر چند نفر از بزرگان مراجع، مطرح کردم که جاي اين بحث در بين مباحث فقهي خالي است و ايشان هم تصديق کردند و بايد به گونهاي حق اين مطلب ادا شود.
از گفتار حضرت عالي اينگونه استنباط مي شود که بهتر است بجاي "نظام وکالتي" از تعبير " نظام ولايت نيابتي "استفاده کنيم؟
بله؛ در واقع ما ميخواهيم بيان شما را اينگونه تحويل و تبديل کنيم "نظام ولايت وکالتي" را به "نظام ولايت نيابتي" منتقل کنيم و هر دو به امام متصل ميشود، چون در "نظام وکالتي" هم اگر "ولايت امام" در آن نباشد آن "وکالت" معنا پيدا نميکند، در "وکالت" هر چه نظر "موکل" است بايد وکيل نظر او را عملي کند و در نظام وکالتي چيزي نميتواند اضاقه کند ، اما در "نظام نيابت" يک نوع اختياراتي جدا از جنبه وکالتي به او داده ميشود و برخي از مسائل را او نيابتا انجام ميدهد و "ولايت نيابتي" امر بسيار مهمي است که در زمان غيبت صغري و کبري اين قضيه عملا اجرا شده است، اما اصل اين جريان مربوط به عصر امام حسن عسکري، علیه السلام، ميباشد، منتهي در زمان حضرت عسکري به گونهاي بود که وکلا و نائبان، اميد برحضور آن حضرت داشتند و ميتوانستند به حضور برسند و امضاي آن حضرت را ميگرفتند، اما در عصر غييت صغري و کبري اين که به خدمت آن حضرت برسند، کمتر اتفاق ميافتاده و در اينجا "نيايت" بيشتر از "وکالت" خودنمايي ميکند و نوع عملکرد اين افراد به عنوان نائب بوده است. حتي "نواب خاص" ضمن اينکه نسبت به آن مقداري که وکالت داشتند، کارهاي وکالتي انجام ميدادند، اما بخشي از عملکرد ايشان به صورت نيابتي بوده است ؛ در مواردي که نواب در غيبت صغري به محضر امام ميرسيدهاند حکم مسأله واضح بوده است، اما در غيبت کبري که اميد حضور حضرت کمتر است گرچه امکان پذير است، مسأله نيابت بيش تر خود نمايي ميکند.
آيا ارشادات امام، علیه السلام، در زمان غيبت هم اتفاق مي افتاد؟
البته در زمان غيبت رسيدن به محضر امام معصوم، علیه السلام، مکرر واقع شده است که خدمت حضرت رسيدهاند و امضاي خاص را داشتهاند، اما اين گونه نبوده است که در هر وقت و زماني خدمت امام برسند، و اين اذن حضور هم بر اساس مصلحتي است که خود امام، علیه السلام، تشخيص ميداده اند و براي اينکه وظائف نيابتي را نائبان تشخيص دهند اجازه حضور ميدادند و در زمان غيبت کبري هم بسياري به حضور امام رسيدند و الان هم ميدانيم بسياري از امور منسوب به آن حضرت است، همان طوري که مرجع تقليد عظيم الشان، بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران تقريبا در لحظه پيروزي در بيست و دوم و بهمن که حکومت نظامي بود و به فرمان ايشان اين حکومت نظامي شکسته شد، از بيان امام اين گونه فهميدند که دستور شکست حکومت نظامي را امام از حضرت ولي عصر، علیه السلام، گرفته بودند و در توسلي که ايشان به حضرت حجت پيدا کرده بودند فرمان را از حضرت ولي عصر، علیه السلام، گرفته بودند و اصلا پيروزي نظام از جانب امام عصر، علیه السلام، بوده است و اين انقلاب منسوب به آن حضرت است و اگر دعاي آن حضرت نبود به اينجا نميرسد.
لذا مسأله نيابت درجه بالاتري از نظام وکالتي که در ذهنها است دارا ميباشد و اگر از نظام وکالت عبور کنيم و بالاتر برويم، به نظام نيابت ميرسيم، چنانچه امام حسن عسکري، علیه السلام، اين نيابت را به احمد بن اسحاق واگذار کردند و تمرين دادند که چگونه بايد در مسير تبليغ اسلام حرکت کنند و وظيفه نائبان چگونه بايد باشد و الحمد لله اين جهت در روايات شبيه و خصوصا در تاريخ به خوبي منتقل شده است، تا جايي که اين حديث در ذهن همگان جا افتاده است که:
«فَأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً عَلَي هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوه؛ وسائل الشيعة، ج27، ص131»؛ امام عسکري، علیه السلام، فرمودند:...هر کس از فقيهان که نفس خود را پاس دارد، و دين خود را حفظ کند، و به مخالفت با هواهاي خويش برخيزد، و فرمان خدا را اطاعت کند، بر عوام است که از او تقليد کنند. و چنين کسي نخواهد بود، مگر بعضي از فقيهان شيعه نه همه آنان.
کسي که معارف الاهي را خوب درک کند و اهل تقوي باشد و بر اساس وظيفه عمل کند و تسليم اوامر الاهي باشد مردم بايد از او تقليد کنند و تقليد در لغت ، گردنبد خاصي است که زنها و دختران براي زيبايي به گردن مي اندارند و اگر نيابت و علقه اي که از طريق آن مردم را با امام مرتبط ميکند باشد، موجب زيبايي و پيشرفت ما ميشود لذا نظام وکالتي به تدريح به نيابت بر ميگردد و نيابت اعم از وکالت است، يعني خصوصيات وکالتي را دارد، مع زيادة، (و بيش تر از آن)، و در فقه بايد نظام نيابتي به خوبي تبيين شود. اين مجموعه حرکتي است که از زمان حضرت عسکري، علیه السلام، شروع ميشود و تا به عصر کنوني ادامه مييابد.
آيا حضرت عسکري، علیه السلام، نائبان متعدد داشتند يا نائبان حضرت علي التناوب بوده اند؟
اينکه آيا حضرت وکلاي متعددي در عرض هم داشتهاند يا اينکه اين وکلا به ترتيب و علي التناوب بودهاند، ظاهر ادله دلالت بر تناوبي بودن آن دارد ، اما بعضي معتقدند امام وکلايي در عرض هم داشتهاند ؛ ظاهرا حضور وکلا و نائبان هم عرض در غيبت صغري و کبري واقع شده است ؛ اما در عصر امام عسکري، علیه السلام، وکلا علي التناوب بودهاند؛ مثلاً، احمد بن اسحاق يک نفر است اما بقيه وکلا از طريق او منسوب ميشدند و آن اختيار را داشته است که ضمن اينکه کارهايي را انجام ميدهد وکلايي هم بگيرد و اين مسأله در "نيابت" هم ممکن است و ميشود نواب وکلايي داشته باشند. حضرت وکيلي را معين ميکردند و طرق ديگر هم به او متصل ميشدند.
در نيابت هم بايد بحث شود که آيا ميتوان نائبان متعدد داشته باشيم يا اينکه بايد يک نائب خاص داشته باشيم البته اين بحث در نائبان خاص مشخص است، اما در نيابت عام بايد اين مسئله بررسي شود که منظور از چند نائب در امور مختلف است يا در يک امر يا در همه امور و اين در بحث نيابت بايد مطرح شود و بحث قابل توجهي است و عزيزاني که قابليت ورود به اين مباحث را دارند، بايد وارد شوند و بنده هم نظر خاصي دارم.
با توجه به مطالب حضرت عالي آيا تعبير نيابت فقيه صحيح است يا ولايت فقيه؟
سوال مهمي است و جواب آن هم به آساني داده نميشود ، امام راحل در مباحث خود مفصل اين مسأله را بحث کردهاند نظر امام با نظر ديگر فقها در مباحث مرجع جامع شرايط و حاکم شرعي که مجتهد مطلق باشد علي التفصيل آمده است و براي پاسخ به اين سئوال نيازمند به بررسي نظر امام و ديگر فقهاست و فرصت ديگري را ميطلبد.
منبع: مرکز خبر حوزه و سایت تابناک.
بسم الله الرحمن الرحیم
پیامبر درباره توانایی علمی فاطمه الزهرا، سلام الله علیها می فرمایند:
إِنَّ الله جَعَلَ عَلِیاً وَ زَْوْجَتَهُ وَ أَبنائه وَ حُجَجَاً علی خَلْقِهِ وَ هُمْ أَبْوابُ العِلْمِ فِی أُمَّتی مَنِ اهْتَدی بِهِمْ هُدِی إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیم؛
خداوند متعال علی و همسر و فرزندانش را حجت مردم قرار داده و آنان درهای علم و آگاهی در میان امت من هستند؛ هر کس به آنان تمسک جوید، به راه راست هدایت یابد.
منبع:
عوامل، ج11، ص78؛ تحلیل سیره فاطمه الزهرا، علی اکبر بابازاده، انصاریان، قم، 1374ش، ص140.
معرفی دانشکده علوم دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی
فعالیتهای آموزشی این دانشــکده از سال ۱۳۵۹ با ارایه دروس عمومی پایه رشته های فنی و مهندسی در دانشگاه آغاز شده و در سال ۱۳۶۶ این دانشکده به "دانشکده علوم" تغییر نام یافت.
هم اکنون این دانشکده دارای سه گروه آموزشی شیمی، ریاضی و فیزیک می باشد که به تربیت دانشجو در رشته ها ی فوق الذکر و در مقاطع تحصیلی مختلف اشتغال دارند. به علاوه گروه آموزش های عمومی شامل گروه های زبان خارجی، معارف اسلامی و تربیت بدنی نیز در این دانشکده فعال بوده و به کلیه دانشجویان دانشگاه، خدمات آموزشی ارایه می دهند. سال شمار توسعه فعالیتهای آموزشی در رشته های تخصصی دانشکده از بدو تاسیس به شرح زیر می باشد:
|
| |
|
سال |
شرح فعالیت |
|
۱۳۶۷ |
اخذ مجوز رشته شیمی کاربردی در مقطع کارشناسی |
|
۱۳۶۹ |
اخذ مجوز رشته ریاضی کاربردی در مقطع کارشناسی |
|
۱۳۷۳ |
اخذ مجوز رشته فیزیک کاربردی در مقطع کارشناسی |
|
۱۳۷۴ |
اخذ مجوز رشته شیمی در مقطع کارشناسی ارشد |
|
۱۳۷۵ |
اخذ مجوز رشته ریاضی کاربردی در مقطع کارشناسی ارشد |
|
۱۳۷۹ |
اخذ مجوز رشته فیزیک در مقطع کارشناسی ارشد |
|
۱۳۸۰ |
اخذ مجوز رشته الکترو شیمی در مقطع دکتری |
|
۱۳۸۱ |
اخذ مجوز رشته ریاضی محض در مقطع کارشناسی |
|
۱۳۸۲ |
اخذ مجوز رشته ریاضی محض در مقطع کارشناسی ارشد |
|
۱۳۸۳ |
اخذ مجوز رشته شیمی گرایشهای آلی، تجزیه، معدنی و شیمی فیزیک در مقطع دکتری |
|
۱۳۸۵ |
اخذ مجوز رشته ریاضی در مقطع دکتری |
|
۱۳۸۶ |
اخذ مجوز رشته آمار ریاضی در مقطع کارشناسی ارشد |
|
۱۳۸۸ |
اخذ مجوز رشته فیزیک حالت جامد در مقطع دکتری |
نظر به نقش اساسی و اجتناب ناپذیر علوم پایه و پژوهش های بنیادی به عنوان مبنا و زیر بنای امر تحقیقات و فناوری، سیاست دانشکده بر توسعه تحصیلات تکمیلی و همچنین افزایش توانایی های علمی و آموزشی جهت بهره برداری بیشتر دانشجویان رشته های فنی و مهندسی استوار بوده است.
در حال حاضر تعداد ۹۳۸ دانشجو در مقاطع مختلف تحصیلی به شرح زیر در این دانشکده به تحصیل اشتغال دارند:
|
رشته هاي تحصيلي موجود در دانشكده علوم |
مقاطع تحصيلي هر رشته |
|
رياضي محض و کاربردی |
كارشناسي - كارشناسي ارشد - دكتري |
|
شیمی کاربردی |
كارشناسي - كارشناسي ارشد - دكتري |
|
فیزیک |
كارشناسي - كارشناسي ارشد - دكتري |
|
تعداد اعضاي هيات علمي به تفکیک گروه های آموزشی |
استاد |
دانشيار |
استاديار |
مربي |
جمع كل |
|
ریاضی |
۱ |
۸ |
۱۱ |
۲ |
۲۲ |
|
شیمی |
۸ |
۳ |
۲ |
- |
۱۳ |
|
فیزیک |
- |
۴ |
۸ |
- |
۱۲ |
|
جمع |
۹ |
۱۵ |
۲۱ |
۲ |
۴۵ |
وظايف دانشكده
- آموزش نظری و عملی دانشجويان طبق برنامه مصوب
- انجام تحقيقات علمی بر حسب نيازهای اقتصادی، اجتماعی و تكنولوژی كشور درچارچوب برنامههای دانشگاه
- تشكيل سمينارها و كنفرانسهای علمی از طريق همكاری با واحدهای ذیربط دانشگاه
- ايجاد تسهيلات آموزشی و غير آموزشی برای دانشجويان دانشكده
- برقراری روابط علمی و آموزشی با متخصصان و دانشگاههای داخلی و خارجی و تبادل اعضای هيأت علمی و دانشجو از طريق همكاری با مقامات ذیربط دانشگاه
- تأمين اعضای آموزشی دانشكده و همكاری در اين زمينه با ساير دانشكدهها
- انجام خدمات مختلف آموزشی، دانشجويی، اداره امور كتابخانه و مرکز کامپیوتر دانشكده و ساير خدمات با همكاری واحدهای ذیربط
- پيشبينی نيروی انسانی مورد نياز دانشكده و ارائه گزارش به مقامات ذیرربط دانشگاه
شورای دانشكده
به منظور هماهنگی گروههای آموزشی و اجرای ضوابط ومقررات آموزشی و پژوهشی، شورای دانشكده با تركيب رئيس و معاونان دانشكده و مديران گروههای آموزشی تشكيل می شود:
وظايف شورا
o برنامه ريزی جهت فراهم ساختن زمينه های اجرای مصوباتی كه توسط معاونان آموزشی وپژوهشی دانشگاه ابلاغ می شود
o تدوين سياستهای آموزشی و پژوهشی دانشكده با توجه به خط مشی آموزشی و پژوهشی دانشگاه
o بررسی و تدوين برنامه های آموزشی دانشكده
o بررسی طرحهای پژوهشی دانشكده و ارجاع آنها به شورای پژوهشی دانشگاه
o اتخاذ تصميمهای اجرايی جهت هماهنگی و تطابق زمانی تعليم و تحقيق در دانشكده
o بررسی و تعيين نياز دانشكده به اعضای هيأت علمی و پيشنهاد آن به مقامات ذیربط
o تعيين ظرفيت پذيرش دانشجو در دانشكده با هماهنگی گروه های آموزشی و پيشنهاد آن به شورای آموزشی دانشگاه
o بررسی موارد مربوط به شركت در سمينارهای علمی و فرصتهای مطالعاتی
o بررسی و اظهارنظر درباره ساير مواردی كه توسط رئيس دانشگاه به شورا ارجاع مىشود.
|
روسای دانشكده از بدو تاسيس تاكنون |
دوران تصدی |
|
مهندس محمود حاجیان |
۷۱ - ۶۶ |
|
دکتر ابوالفضل سید سجادی |
۷۲ - ۷۱ |
|
دکتر مجید جعفریان |
۷۵ - ۷۲ |
|
مهندس محمود حاجیان |
۷۷ - ۷۵ |
|
دکتر محمد رضا عسجدی |
۸۱ - ۷۷ |
|
دکتر علی جباری |
۸۴ - ۸۱ |
|
دكتر سید محسن صالح کوتاهی |
۸۹ - ۸۴ |
|
دکتر محمود هادیزاده یزدی |
۸۹ تا كنون |
معرفی و تاریخچه دانشکده شیمی دانشگاه تبریز
|
نگاهی کوتاه به روند تاسیس دانشکده شیمی در دانشگاه تبریز زمینه و مبناء دانشکدة شیمی، با تاسیس دانشکده علوم در دانشگاه تبریز پایهریزی شد و در سال 1342 اولین دورة دانشجویان کارشناسی رشته مخلوط «فیزیک – شیمی» جهت تحصیل در رشته مذکور پذیرفته شدند و در سال 1345 دو رشته فیزیک و شیمی تفکیک و بصورت دو گروه آموزشی مستقل درآمدند و اولین مدیر گروه شیمی مرحوم مهندس موسی ژام بودند. در بدو تشکیل دانشکده های علوم و فنی بطور مشترک در ابتدای خیابان طالقانی فعلی در یک ساختمان یک طبقه قدیمی قرار داشتند که در سال 1346 با ایجاد محوطه جدید (فعلی) دانشگاه تبریز گروه شیمی به ساختمان جنب کتابخانه مرکزی (سمت شرقی) منتقل و سپس در سال 1348 به ساختمان روبروی کتابخانه مرکزی (سمت غربی) محل دانشکدة علوم طبیعی فعلی بعنوان یکی از پنج گروه دانشکدة علوم منتقل و در طبقه دوم و سوم با آزمایشگاههای مختلف توسعه و تجهیز گردید. از سال 1348 سمت مدیریت گروه شیمی با جناب آقای دکتر سید مهدی گلابی بود. در سال 1351 این سمت به همکار جدیدی که در آن تاریخ تازه به دانشگاه تبریز استخدام شده بودند یعنی جناب آقای دکتر محمدرضا نوری محول گردید. اندیشه ایجاد انستیتو شیمی در سال 1353 توسط مدیریت وقت گروه مطرح و مشتاقانه مورد تائید و پشتیبانی شورای اجرایی که عمدتا متشکل از همکاران محترم و علاقمندی نظیر آقایان دکتر گلابی ، دکتر بلورچیان، دکتر کشاورزی، دکتر پورنقیآذر، دکتر انتظامی، دکتر فرهنگی … بودند قرار گرفت. این فکر پس از ارزیابی جوانب مختلف آن توسط پیش کسوتان وقت گروه پس از تکمیل در سال 1354 بعنوان «پروژه ایجاد انستیتو شیمی در دانشگاه تبریز» توسط مدیریت وقت گروه به دانشگاه ارائه گردید که پس از طی مراحل مختلف اداری کار ساختمانی ان در سال 1355 آغاز شد. لازم به توضیح است که در این تاریخ آقای دکتر محمدرضا نوری به معاونت دانشکدة علوم ارتقاء مقام یافته بودند و آقای دکتر سید محمد بلورچیان پست مدیریت گروه شیمی را داشتند و آقای دکتر سید مهدی گلابی در سمت مدیر کل امور پژوهشی دانشگاه و آقای دکتر کشاورزی عضو دیگر شورا مدتها در مقام معاونت و ریاست دانشکدة داروسازی از مقام و موقعیتهای ویژه برخوردار بودند که هر یک به نوبه خود در پیشرفت این پروژه نقش فعالانه داشتند. از برنامهریزی و آیندهنگریهائی که مدیریت و شورای اجرایی وقت گروه شیمی فعالانه به آن اهتمام نمود از جمله میتوان به پیشبینی نحوة تامین اعضاء هیات علمی انستیتو اشاره کرد که به این منظور، در مورد اعزام مربیان گروه و دانشجویان فرهیخته به خارج از کشور جهت ادامه تحصیل بطور جدی و پیگیرانه اقدام گردید. 1) اهداف اصلی و اولیه پروژه ایجاد انستیتو شیمی الف- ایجاد مرکز پژوهشی مدرن با تجهیزات پیشرفته جهت اجرای پروژههای پژوهشی بنیادی ضمن تربیت افراد متخصص در سطوح فوقلیسانس و دکترای شیمی. ب- ارائه خدمات علمی و کمک به صنایع شیمیایی و اجرای طرحهای تحقیقاتی صنعتی و کاربردی. ج- تمرکز متخصصین شیمی به تعداد قابل ملاحظهای شامل هیئتهای علمی و پژوهشی در یک محل بمنظور استفاده کلیه ارگانها و نهادهای ذیعلاقه کشور از نیروی خلاقه ناشی از همفکری و همیاری آنان در خلاقیت تکنولوژی و سنتز مواد شیمیایی که بصورت انفرادی و پراکنده غیرعملی است. د- ایجاد کتابخانهای غنی از مجلات علمی در زمینه شیمی بنیادی، آموزش شیمی و تکنولوژی شیمی بطوریکه پایه و زیربنای تحقیقات در کلیه دامنههای شیمی بویژه ساخت و سنتز و تهیه مواد اعم از داروئی و غیرداروئی، استخراج مواد آلی و معدنی، متالوژی، صنایع رنگ، پلیمر، تصفیه آب و پسآبهای صنعتی و بطور کلی صنایع شیمیایی که زیربنای توسعه صنعتی و اقتصادی کشور را تشکیل میدهند. و- اعتلای سطح آموزش دوره لیسانس ، فوقلیسانس و دکترا و بالا بردن ظرفیت دانشجوئی در کلیه مقاطع آموزش شیمی.
2) مراحل عملیات ساختمانی کار ساختمانی انستیتو شیمی در سال 1355 شروع ولی پس از انقلاب اسلامی در سال 1357 نظیر بسیاری از پروژهها، کار ساختمانی انستیتو شیمی نیز عملاً متوقف و متعاقباً با آغاز جنگ تحمیلی در سال 1359 و ایجاد تنگناهای مالی جدید، ادامه کار ساختمانی پرژوه منوط به ارائه دلایل توجیهی گردید که با برنامههای پنجساله اول و دوم و سوم و چهارم کل کشور (سابق) انطباق لازم را داشته باشد، لذا در سال 1361 گروه شیمی موظف گردید که پروژه انستیتو شیمی را مجدداً با توجه به شرایط موجود توجیه نماید تا مراتب بمنطور اتخاذ تصمیم نهائی در جهت نحوه ادامه پروژه به مراجع ذیصلاح تسلیم گردد. این امر خطیر انجام پذیرفت و پس از آن جناب آقای دکتر میرزاده که در آن تاریخ عهدهدار معاونت اجرائی نخستوزیر و مستقیما مسئولیت تشخیص اولویت طرحها را داشتند از ساختمان نیمه تمام انستیتو شیمی بازدید بعمل آوردند و با توجه به رشته تحصیلی و تخصصی ایشان (مهندسی شیمی) که امکان تسلط و احاطه کامل به جوانب امر و تشخیص اهمیت طرح را میسر میساخت، در نهایت هیئت محترم دولت با توجه به گزارشات جدید پروژه انستیتو شیمی را در راستای توسعه دانشکده علوم مجداً مورد تائید قرار داد و لذا با ادامه کارهای ساختمانی آن بویژه که ضلع چهارم آن که در مرحله فونداسیون بود موافقت بعمل آورد. لازم به توضیح است که در گزارش جدید ذکر این مطلب که پیشرفت کارهای ساختمانی به بیش از 60 درصد رسیده است از اهمیت ویژهای برخوردار بود و در تصمیمگیری نهایی برای در اولویت گرفتن ادامه کارهای ساختمانی بسیار تاثیر داشت که خوشبختانه این امر با حسن نیت مسئولین محترم وقت دانشگاه و تلاش بیوقفه همکاران پرتلاش و ذیعلاقه شاغل در گروه بانجام و در نهایت به ثمر رسید. 3) اولین چالش جدی در ارتباط با نحوة کاربری ساختمان انستیتو شیمی در اوایل سال 1363 ساختمان سه ضلع (شرقی، شمال و غربی) انستیتو شیمی در مرحله پایان سختکاری قرار داشت ولی ضلع چهارم آن (جنوبی) در مرحله پیریزی (فونداسیون) بود و ظاهرا علیرغم تمام مشکلات که در آن تاریخ با توجه به اوضاع خاص کشور وجود داشت کارهای ساختمانی انستیتو در حال پیشرفت بود و تمام اعضاء گروه شیمی مجّدانه درحال برنامهریزی برای تجهیز آزمایشگاههای مختلف پیشبینی شده و تحویل آن به گروه شیمی، به سر میبردند ولی متاسفانه در شهریور 1363 با انعکاس کپی صورتجلسه مورخ 2/3/1363 جلسهای که در دفتر ریاست محترم وقت دانشگاه با حضور نمایندگان محترم مدیریت آموزش عالی و تحقیقات سازمان برنامه و بودجه و مقامات دانشگاهی (حوزه معاونت اداری مالی دانشگاه تبریز) تشکیل شده بود توسط معاونت محترم وقت دانشکدة علوم (آقای دکتر محمد تقیزاده) به مدیریت وقت گروه شیمی (آقای دکتر جمشید منظوری)، تمام برنامهریزیها و انتظارات دچار بحران جدی گردید زیرا در بند 2 صورتجلسه مذکور چنین مقرر شده بود که پس از اتمام پروژه ساختمان انستیتو شیمی با تغییرات در ضلع چهارم (ضلع جنوبی) که در مرحله فونداسیون میباشد دانشکدة علوم کلا به انستیتو شیمی انتقال یابد. با توجه به مغایرت آشکارای این تصمیم با اصل و اهداف اولیه پروژه انستیتوی این تصمیم موجب بروز عکسالعمل شدیدی در گروه شیمی گردید پس از برگزاری جلسات متعدد و رایزنیهای وسیع، گروه شیمی به این نتیجه رسید که موضوع از طریق مهندس مشاور (ایران آرک) پیگیری شود لذا براساس تائید گروه شیمی طی نامه مورخ 18/7/1363 آقای دکتر محمدرضا نوری بعنوان ارائه دهنده اولیه پروژه انستیتو شیمی به مهندسین مشاور ایران آرک تصمیم گروه شیمی را مبنی بر اینکه ضلع چهارم (جنوبی) انستیتو شیمی جهت برآورد نیازهای رشته جدیدالتاسیس شیمی کاربردی منظور گردد، ابلاغ شد. در همین راستا یکی از اعضاء گروه شیمی رسماً از طریق گروه شیمی و دانشکدة علوم و اداره کل امور فنی دانشگاه جهت مشاوره و نظارت به نحوة ساخت آزمایشگاههای شیمی کاربردی به مسئولین ذیربط، امر ساخت انستیتو شیمی معرفی گردید.موضوع طی مراحل مختلف بویژه سفارش و خرید تجهیزات آزمایشگاهی لازم و تهیه نقشه محل استقرار دستگاهها (پایلوت پلنت) توسط امور فنی دانشگاه، پیگیری گردید و کارها بر طبق برنامه پیشبینی شده ادامه یافت. در این مقطع لازم است از توجهات، حسننظر و همکاریهای بیدریغ ریاست محترم وقت دانشگاه (آقای دکتر سیفلو) و مدیر کل محترم امور مالی وقت دانشگاه (آقای دکتر صادقزاده) از اینکه این امکان را فراهم فرمودند که دستگاههای پایلوت موجود در آزمایشگاههای گروه شیمی کاربردی فعلی از بودجه ارزی برگشت خورده از دیگر واحدهای دانشگاه و طرح پژوهشی تامین و ابتیاع گردند تشکر بعمل آورید. سرانجام پس از عبور از بحران اولین چالش جدی که موجودیت انستیتو را تهدید کرده بود شورای اجرائی گروه شیمی در مورخ 1/10/66 در حضور ریاست محترم وقت دانشکدة علوم (جناب آقای دکتر شیرینپور) تشکیل جلسه داد و در مورد نحوه استقرار هر یک از آزمایشگاهها و دیگر تاسیسات در ساختمان انستیتو شیمی اتخاذ تصمیم نمود و مراتب را به افراد ذیربط (مسؤلین آزمایشگاهها) جهت اطلاع و اقدام مقتضی ابلاغ نمود.
4) پیشرفت کارهای ساختمانی انستیتو شیمی و تشکیل و افتتاح دانشکده شیمی. از اواخر سال 1364 طی یک ابلاغ رسمی همکار محترم جناب آقای دکتر گلابی بعنوان نماینده تامالاختیار دانشگاه تبریز در امور انستیتو شیمی منصوب شدند که علیرغم وجود تمام مشکلات این امر خطیر را فعالانه و با علاقمندی کامل پیگیری نمودند. قبول مسئولیت ریاست دانشکده علوم در سالها 1367 و 1368 و سپس ریاست دانشگاه تبریز این امکان را پیش آورد که جناب آقای دکتر گلابی بطور موثرتری به وظیفه محوله در امر پیشرفت امور انستیتو شیمی عمل نمایند. با توجه به اینکه در سال 1368 کارهای ساختمانی انستیتو شیمی رو باتمام بود، لذا ریاست محترم وقت دانشگاه از طریق دانشکدة علوم از گروه شیمی خواستند که دو نفر از همکاران گروه شیمی را معرفی نماید تا یکی از آنها بعنوان مسئول ابتیاع دستگاهها و تجهیز آزمایشگاههای انستیتو شیمی از طرف ریاست محترم دانشگاه منصوب گردد. گروه شیمی از طریق دانشکده علوم دو نفر از همکاران فعال و علاقمند را به این منظور انتخاب و معرفی کردند و ریاست محترم دانشگاه نیز یک نفر از دو نفر پیشنهادی یعنی همکار محترم آقای دکتر جوزن را به این منظور منصوب نمودند. با ذکر این مطلب که در طرح اولیه انستیتو شیمی در گوشه جنوب- شرقی در محل استقرار چهارباب سالن آمفیتئاتر که هر یک حدوداً ظرفیت 200 نفر دارند تالار بزرگی که بیش از هزار نفر ظرفیت داشت پیشبینی شده بود ولی متاسفانه بمنظور کاهش هزینهها از اجراء آن صرفنظر گردید و امروز در تشکیل کنفرانسها و کنگرهها این کمبود بطور بارزی نمایان میگردد. در نهایت در اواخر سال 1368 ساختمان انستیتو شیمی با حدود بیست و نه هزار متر مربع زیربنا شامل سه طبقه همکف، اول، دوم و نیمطبقه زیرزمین بشکل مشابه ملکول سیکلو بوتان مسطح بصورت قابل استفاده درآمد. ساختمان مذکور دارای 56 باب آزمایشگاه (آموزشی، پژوهشی، خدماتی) و یک قسمت اداری و 16 باب کلاس است که البته نزدیک به 14 سال بود که آموزش کل دانشگاه و گروه معارف اسلامی و گروه فیزیک از قسمتی از فضاهای اداری و آموزشی آن استفاده میکردند که فعلا بهرهبرداری دانشکدة فیزیک از تعدادی کلاسهای درسی همچنان ادامه دارد. احتمال بروز مشکلات مدیریتی و در نهایت تاثیرات سوء آن به پیشرفت امور آموزشی و پژوهشی انستیتو شیمی جدیدالتاسیس در صورت عدم سازماندهی تشکیلات اداری جدید با توجه به رسالت این واحد جدید از همان بدو کار قابل پیشبینی بود. با توجه به این مهم ریاست محترم وقت دانشگاه با استفاده از تمام امکانات ممکن و با بهرهگیری از ابتکارات و همه پتانسیل و نفوذ شخصی و اداری، در نهایت موفق به کسب موافقت وزیر محترم علوم وقت (آقای دکتر معین) برای ایجاد یک دانشکدة تخصصی در قالب یک دانشگاه جامع گردید و بدین ترتیب ساختار اداری دانشکدة شیمی شکل گرفت. این موفقیت بزرگ این امکان را پیش آورد که متعاقب تشکیل دانشکدة شیمی، دانشکده های متعدد تخصصی دیگر نیز در دانشگاه تبریز تشکیل گردند. در ساختار اولیه تشکیلات اداری دانشکدة علاوه بر ریاست دانشکده، یک پست معاونت و پنج مدیریت گروه پیشبینی شده بود. ولی متاسفانه برای مدیریت آزمایشگاههای مرکز خدماتی پست ستارهداری مصوب نشده بود و این امر در نهایت منجر به عدم احساس مسئولیت مدیریت مذکور نسبت به حفظ موقعیت این آزمایشگاهها گردید بطوریکه با تغییر ریاست دانشکده و در دورههای مختلف هر یک از آزمایشگاههای مرکز خدماتی به اشکال و دلایل گوناگون در اختیار اعضاء هیات علمی شاغل در گروههای آموزشی مختلف قرار گرفت و بدین ترتیب علیرغم پیشبینی بعمل آمده در پروژه انستیتو شیمی و ضرورت و اهمیت این آزمایشگاهها، بتدریج این مرکز خدمات پژوهشی به تحلیل رفت. لازم به ذکر است که در مورخ اسفند ماه 1369 ساختمان جدید دانشکدة شیمی با همت و پشتکار کلیه دستاندرکاران در مقاطع مختلف بویژه ریاست محترم دانشگاه تبریز و ریاست محترم دانشکده شیمی، توسط وزیر علوم وقت (جناب آقای دکتر معین) افتتاح شد. 5)دومین چالش مهم در ارتباط با واگذاری قسمتی از فضای آموزشی و پژوهشی دانشکده شیمی به دانشکدههای دیگر. در مهرماه سال 1372 با توجه عدم اتمام کامل کارهای ساختمانی بعضی از پروژههای توسعهای، دانشگاه در مجموع دچار کمبود فضای آموزشی و پژوهشی گردید. در راستای کمک به حل این معضل، دانشگاه در سطوح هیت رئیسه و حتی شورای دانشگاه به این نظر رسیدند که لازم است دانشکدة شیمی قسمتی از فضای آموزشی و پژوهشی خود به یکی از گروههای آموزشی دیگر دانشکدهها واگذار کند. این امر موجب بروز بعضی اثرات نامطلوب در دانشکده شیمی گردید تا اینکه شورای مشترک آموزشی، پژوهشی و تحصیلات تکمیلی دانشکده شیمی طی نامه مبسوطی (5 صفحهای) بطور مستدل از ریاست محترم دانشگاه تقاضا نمود که در اتخاذ این تصمیم تجدید نظر فرمایند و خوشبختانه این تقاضا مورد اجابت قرار گرفت و بدین ترتیب موج دیگری که تمامیت دانشکدة شیمی را زیر سؤال برده بود سپری شد.
6) موفقیتها و موارد عدم موفقیت در اجرای پروژه زمانی که در سال 1361 گروه شیمی وقت موظف گردید برنامه توجیهی توسعه رشته شیمی و انستیتو شیمی را در قالب چهار برنامه پنجساله آتی کشور (برنامه قدیمی) و براساس شاخصهای آن عرضه نماید، تنها واحد آموزش عالی استان آذربایجان شرقی وقت، شامل دو استان آذربایجان شرقی و اردبیل فعلی، با جمعیت 78/3 میلیون نفر در زمینه آموزش و پژوهش شیمی، گروه شیمی دانشگاه تبریز بود. برنامهریزی آموزشی در مقاطع مختلف تحصیلی با پیشبینی جمعیت 73/6 میلیون جمعیت استان (دو استان فعلی) در پایان سال 1381 صورت گرفت. اطلاعات کوتاهی از تعداد دانشجویان پیشبینی شده در شروع و پایان هر برنامه پنجساله در دو استان و در نهایت در پایان سال 1383 در دانشکده شیمی جهت ارزیابی در دستیابی پروژه به اهداف اولیه خود درج شده است. لازم به توضیح میباشد که با ایجاد دانشگاه تربیت معلم آذربایجان، رشته تربیت دبیر شیمی (کارشناسی) دانشکدة شیمی از اوائل برنامه پنجساله سوم تعطیل و در ضمن با توجه به تمرکز فعالیت آموزشی دانشگاه پیام نور و دانشگاه محقق اردبیلی در دورههای کارشناسی، دانشکده شیمی بار فعالیت خود را در دورة کارشناسی کاهش و در عوض در دورههای تحصیلات تکمیلی ( ارشد و دکترا) افزایش داده است. با بررسی اجمالی دادههای موجود در جدول 1 میتوان با صراحت به این نتیجه رسید که دانشکدة شیمی با توجه به شاخصهای مندرج در چهار برنامههای پنجساله (مجموعا بیست ساله) به رسالت خود عمل و به اهداف پیشبینی شده رسیده است. این امر علیرغم تمام مشکلات ناشی از ادامه جنگ تحمیلی و محاصره اقتصادی کشور که منجر به تغییرات در برنامههای عمومی کشور گردید، صورت گرفت. لازم به توضیح است که در حال حاضر در آستانه شروع برنامه پنجساله چهارم جدید کشور هستیم.
جدول 1) تعداد کل دانشجویان شیمی پیشبینی شده در مقاطع مختلف تحصیلی در استانهای آذربایجان شرقی و اردبیل در شروع و پایان هر یک از چهار برنامه پنجساله قدیم و وضعیت دانشکده شیمی دانشگاه تبریز در پایان سال 1383
با ذکر این نکته اساسی که در طول سه برنامه پنجساله جدید کشور سیاستگذران برنامههای آموزش عالی و پژوهشی در سطوح بالا به انتقال علم و فناوری به داخل کشور و در ضمن تسلیح نرمافزاری و سختافزاری اعضاء هیات علمی دانشگاهها به امکانات و ابزار پژوهشی و ایفاء نقش عملی در مرزهای دانش بشری تاکید داشتند، از اینرو باید توجه داشت که در این مرحله انتخاب موضوع فعالیت افراد بیشتر به انگیزه و تخصصهای فردی ایشان واگذار شده بود که هر فرد با توجه به زمینه علمی و پژوهشی خود و ارتباطات جهانی با پژوهشگران کشورهای پیشرفته و موضوعات مورد طرح در محافل علمی جهان با توجه به علائق شخصی به این مهم بپردازند. تدوین و تنظیم شاخصهای پیشرفت علمی پژوهشی اعضاء هیات علمی دانشگاهها عمدتا از این دیدگاه تهیه و ارزیابی فعالیت آنها بر این مبناء انجام میگرفت. در راستای این سیاست اعضاء هیات علمی بیشتر بر این هدف و اندیشه بودند که در خدمت تولید علم باشند. با این واقعیت که آیا این علم در این مقطع زمانی چه مشکلی از مشکلات کشور و یا کدام یک نیاز از نیازهای بیشمار جامعه ما را برطرف میکند، توجه و وزن زیادی داده نمیشد.در نتیجه با توجه به سوابق عینی موجود در گذشته گروه، افراد بیشتر توجه خود را به این امر متمرکز کرده بودند که در حد امکان دستگاهها و تجهیزات پیشرفته اختصاصی رشته شخصی را در اختیار ویژه خود داشته و بطور انحصاری خود و دانشجویان تحصیلات تکمیلی زیر نظرشان از آنها استفاده نمایند و همین دیدگاه باعث گردید که مرکز آزمایشگاههای تخصصی خدماتی به تحلیل رفته و بجای توسعه به قهقرا برود. در اواخر دهه هفتاد با خودنمایی این واقعیت که در هر حال تحقیقات و فعالیتهای اعضاء هیات علمی دانشگاهها باید مشرف و ناظر به رفع نیازهای جامعه باشد، ضرورت احیاء آزمایشگاههای تخصصی خدماتی که دستگاههای موجود در آن صرفا در اختیار یک فرد و یا یک گروه آموزشی نباشد، بلکه در اختیار دانشکده و در نتیجه کلیه همکاران دانشکده که میخواهند از آنها استفاده بکنند، باشد، دوباره نمود پیدا کرد. در این مقطع زمانی با تلاش مجدانه ریاست وقت دانشکده، بودجه بسیار قابل توجهی از طریق وزارتخانه و دانشگاه بمنظور خرید دستگاهها و تجهیزات آزمایشگاهی جذب و در این زمینه اقدام شد (بند 2 از چهاردهمین صورتجلسه شورای آموزشی و پژوهشی دانشکده مورخ 19/5/79). ولی متاسفانه با تغییر مدیریت دانشکده پس از ترخیص دستگاهها در مهر ماه 1382 بعلل خاصی، دستگاهها در آزمایشگاههای خصوصی خاصی مستقر شدند. علیرغم تمام تلاشهای اعضاء هیئت علمی و ارائه طرح "احیاء و فعال سازی آزمایشگاههای تخصصی خدماتی دانشکده شیمی"از طرف اکثریت قاطع اعضاء هیات علمی دانشکده شیمی در آذر ماه 1382، مسئولین ذیربط با انگیزه های خاصی از انجام این مهم استنکاف کردند. تا این که دوباره در مرداد ماه 83 با انتخاب ریاست جدید دانشکده انجام این درخواست عمومی و ضرور در اؤلویت دستور کار مسئولین جدید دانشکده قرار گرفت. با توجه به این که این جراحت بر پیکره دانشکده شیمی بسیار عمیق و کاری وارد شد، بدیهی است برای ترمیم آن به زمان و فداکاری زیادی نیاز است. ضمن تاکید بر این مطلب که در برنامه چهارم کشور، برآورد نیازهای جامعه از وظایف اصلی دانشگاهها تعیین شده، لذا در صورت عدم پیشرفت برنامه احیاء آزمایشگاههای خدمات تخصصی (پژوهشی) در آینده دانشکده شیمی متحمل مشکلات زیادی خواهد شد.
7) علل موفقیت و عدم موفقیت ها با تعمق در روند ایجاد دانشکده شیمی از آغاز تا حال میتوان این برداشت را کرد، دانشکده شیمی که در حال حاضر با استانداردهای جهانی تطابق نسبی دارد و از قطب های علمی کشور محسوب میشود، حاصل عمر و تلاش های بی وقفه همکاران متعدد و بی توقعی است که به اعتلای علم و فناوری در دانشگاه تبریز و کشور خود علاقمند بوده اند. پیشرفت چشمگیر دانشکده عمدتا در مقاطعی صورت گرفته که مدیریت امور در اختیار افرادی بوده که بیش از آن که به منافع شخصی و گروهی بیاندیشند با سعه صدر و با استفاده از اسلوب مدیریت علمی و لحاظ نمودن منافع کلیه همکاران تلاش بی توقعی داشته اند.
8) اهداف و برنامه های در دست اقدام دانشکده شیمی اهم اهداف و برنامه های در دست اقدام مدیریت و اعضاء هیئت علمی دانشکده شیمی که در حال حاضر از اولویت ویژه برخوردارند، بترتیب زیر میتوان ذکر کرد: الف) ادامه اعتلای سطح آموزش و پژوهش در دوره های کارشناسی ارشد و دکترا و افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو در مقاطع تحصیلی مذکور. ب) احیاء و فعال سازی آزمایشگاههای تخصصی دانشکده شیمی جهت ارائه خدمات پژوهشی به محققین داخل دانشکده، دانشگاه و خارج از دانشگاه بویژه مجریان طرحهای پژوهشی خدماتی مورد نظر ارگانها و مراکز مختلف. ج) جهت دادن به پروژه های تحصیلات تکمیلی در جهت رفع نیازهای در اولویت وزارتخانه ها و صنایع. د) شرکت فعال در ایجاد و را ه اندازی رشته مهندسی شیمی در دانشگاه تبریز با همکاری نزدیک دانشکده مهندسی مکانیک. ه) ایجاد گروه ها و مراکز پژوهشی در زمینه های پلیمر، محیط زیست ،نانوتکنولوژی و الکتروشیمی. و) تجهیز مجدد آزمایشگاههای آموزشی حاضر که تجهیزات موجود در آنها بعلت عمر طولانی فرسوده و تقریبا غیر قابل استفاده شده اند. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اعجاز علمی قرآن حکیم از دیدگاه شهید مطهری قدس سره
«معجزه از ماده «عجز» یعنی ناتوانی، و معجزه یعنی کاری که دیگران در مقابل آن ناتوانند و کسی دیگر قادر به انجام آن نیست.»
ایشان واژه «خرق عادت» را که برخی به جای معجزه نقل می کنند، مناسب نمی دانند و معتقدند که این کلمه برداشتی است که اشاعره از معنای معجزه داشتند.
«اصولاً در قرآن نه کلمه معجزه استعمال شده و نه خرق عادت، قرآن لفظ دیگری را به کار برده و آن کلمه «آیت» است که به نظر می رسد از هر دو کلمه معجزه و خرق عادت رساتر به مقصود است. آیت یعنی نشانه و یا دلیل محکم. معجزه همان دلیل محکمی است که ادعای نبوت را اثبات می کند و به همین مناسبت نیز «آیت» خوانده می شود.»
«عده ای از آن جا که راز معجزه را درک نمی کنند با وجود این که دلشان می خواهد به نحوی قرآن را بپذیرند، ولی معجزه بودن آن را انکار می کنند و یا به کلی از ریشه، وجود معجزه را در عالم نفی کرده و تمام معجزاتی را که در قرآن آمده مثل شکافته شدن دریا برای موسی و یا اژدها شدن عصای او، به معنای طبیعی حمل نموده و به توجیهات باردی دست می زنند و این چیزی جز انکار قرآن نیست. قرآن مجید در آیات متعددی به نقل معجزات انبیای سلف می پردازد و این گونه آیات اولاً اصل وجود معجزه را اثبات کرده و ثانیاً می رساند که قرآن نیز یکی از معجزات الهی است، این ما هستیم که بایستی دعوت قرآن را که همواره بندگان با وجدان را دعوت به تفکر می کند اجابت نموده و موضوعات قابل تفکر و تعقل را که یکی از آن ها همین معجزه بودن قرآن است مورد اندیشه انسانی قرار دهیم و راز آن را کشف نماییم.»
«از نظر کلی اعجاز قرآن از دو جهت است: لفظی و معنوی، اعجاز لفظی قرآن مربوط می شود به مقوله زیبایی و اعجاز معنوی آن به مقوله علمی. پس اعجاز قرآن یکی از جنبه زیبایی و هنری است و دیگر از جنبه فکری و علمی، هر یک از این دو جنبه به نوبه خود دارای چند جهت است.»
«یکی از وجوه اعجاز که از قدیم الایام مورد توجه قرار گرفته و فوق العاده مورد توجه بوده است جنبه لفظی و جنبه ظاهری قرآن است که جنبه «فصاحت و بلاغت» است. قرآن در عین حال که زیبایی را منتها درجه دارد، سبکش از سبک شعر و کذب و مبالغه به کلی به دور است. فصاحت بیش از آن که با فکر انسان یعنی با علم و عقل سر و کار داشته باشد با احساس و دل او سر و کار دارد. زیبایی ادراک می شود، توصیف نمی شود، یک احساسی است که در هر کسی هست و لهذا به شکل های مختلف زیباست و نمی شود زیبایی آن را معین و تعریف کرد.»
«بوده اند در میان علمای اسلام که گفته اند این حرف ها چیست که آمده اند قرآن را تنزل داده و گفته اند که اعجاز قرآن در فصاحت و بلاعت آن است، (ایشان) نخواسته اند مسئله فصاحت و بلاغت را انکار کنند، خواسته اند بگویند قرآن به این جهتش اعتنایی ندارد. بعضی دیگر که مجذوب فصاحت و بلاغت قرآن شده اند به محتویات قرآن چندان توجه نکرده اند؛ ولی البته قول صحیح همان است که نباید هیچ جنبه ای را مورد غفلت قرار داد. قرآن معجزه است؛ هم به محتویات خودش و هم به لفظ و شکل و زیبایی.»
«قرآن فصاحتی دارد فوق حد بشری و نفوذ خود را مرهون زیبایی اش است. قرآن از نظر بیان و فصاحت، روانی و جاذبه و قدرت تأثیر به گونه ای ساخته شده که روی دل ها تأثیر شگرف می گذارد.»
«بشر نمی تواند معانی بسیار زیبا و عالی و لطیف را با بیان لطیف ذکر کند جز آن که جامه ای از امور حسی و خیالی بر آن بپوشاند و این از ناتوانی و بیچارگی بشر است اما قرآن ابداً اینجور چیزها را نیاورده و این از نهایت و کمال قدرت قرآن است، اگر انسان به معانی قرآن و به زبان عربی و فن فصاحت و بلاغت آشنا بشود، آن وقت واقعاً لطف تعبیرات قرآن را درک می کند، احساس می کند که این نوع دیگری از تعبیر و بیان است و انسان خود را تحت نفوذ قرآن می بیند و می بیند یک سنخیت خاصی دارد و روح انسان را به سوی خود می کشد.»
«مسئله ای که راجع به سبک قرآن و از قدیم مورد توجه بوده است، آهنگ پذیری قرآن است. تا آنجا که نشان داده اند در زبان ها جز شعر، چیز دیگری آهنگ نمی پذیرد، البته هر نثری را هم می شود با آواز بلند خواند اما آن کسی هم که آهنگ ها را نمی شناسد می فهمد که اگر این راه ساده بخوانند بهتر از آن است که با آواز بخوانند؛ ولی یک چیز آهنگ پذیر چیزی است که و قتی آن را با آهنگ می خوانند آن را بهتر بیان می کند تا وقتی که ساده می خوانند، به این می گویند «آهنگ پذیری» یعنی آهنگ آن را بهتر بیان می کند تا غیر آهنگ. در حالی که قرآن شعر نیست. قرآن یگانه نثری است آهنگ پذیر، این که توصیه شده که قرآن را به صوت حسن بخوانید، برای همین بوده است که در قرآن چنین استعداد و پذیرشی بوده است، تحمل پذیری آهنگ، آن هم آهنگ های مختلف یکی از جنبه های زیبایی قرآن است.»
«زیبایی قرآن زمان و مکان را در نوردیده و پشت سر گذاشته است. بسیاری از سخنان زیبا مخصوص یک عصر است و با ذائقه عصر دیگر جور در نمی آید و یا حداقل مخصوص ذوق یک ملت است ولی زیبایی قرآن نه زمان می شناسد و نه نژاد و نه فرهنگ مخصوص. عجیب این است که کلام خود پیغمبر که قرآن بر زبان او جاری شده است، با قرآن متفاوت است، حتی سخنان علی(ع) نیز که پس از قرآن، بالاترین سخن هاست، با قرآن متمایز و متفاوت است.»
«سبک قرآن نه شعر است و نه نثر، شعر نیست زیرا وزن و قافیه ندارد به علاوه شعر معمولاً با نوعی تخیل شاعرانه همراه است، قوام شعر به مبالغه و اغراق است که نوعی کذب است، در قرآن تخیلات شعری و تشبیه های خیالی وجود ندارد، در عین حال نثر معمولی هم نیست زیرا از نوعی انسجام و آهنگ و موسیقی برخوردار است که در هیچ سخن نثری تا کنون دیده نشده.
قرآن موضوعاتی را که معمولاً زمینه هنرنمایی بشر در سخن سرایی است و افراد بشر اگر بخواهند هنر سخنوری خویش را بنمایانند آن زمینه ها را انتخاب می کنند و سخن خویش را با پیش کشیدن آن ها زیبا می سازند، از فخر، مدح، هجو، مرثیه، غزل و توصیف زیبایی های طبیعت، مطرح نکرده و درباره آن ها داد سخن نداده است، موضوعاتی که قرآن طرح کرده همه معنوی است توحید است، معاد است، نبوت است... و در عین حال در حد اعلای زیبایی است. هندسه کلمات در قرآن بی نظیر است، نه کسی توانسته یک کلمه قرآن را پس و پیش کند بدون آن که به زیبایی های آن لطمه وارد سازد و نه کسی توانسته است مانند آن بسازند. قرآن از این جهت مانند یک ساختمان زیباست که نه کسی بتواند با جابجا کردن و تغییر دادن، آن را زیباتر کند و نه بتواند بهتر از آن و یا مانند آن را بسازد. سبک و اسلوب قرآن نه سابقه دارد و نه لاحقه و نه بعداً کسی توانسته است با آن رقابت کند و یا از آن تقلید کند.»
«اعجاز قرآن از نظر معانی نیازمند به بحث وسیعی است و لااقل نیازمند یک کتاب است، قرآن نه کتابی فلسفی است، نه علمی نه ادبی نه تاریخی نه صرفاً یک اثر هنری است همچنان که پیامبر اکرم (ص) و عموم پیامبران، نه فیلسوف اند، نه عالم، نه ادیب نه مورخ و نه هنرمند و در عین حال همه این ها را با چیزهایی اضافه تر دارند، قرآن نیز که کتاب آسمانی است هیچ کدام از این کتب نیست، در عین حال مزایای همه آن ها را به علاوه یک سلسله مزایای دیگر دارد، قرآن کتاب راهنمایی بشر و در واقع کتاب انسان است و چون کتاب انسان است، کتاب خدا هم هست زیرا انسان نفخه روح الهی است.»
«بیان قرآن، بیانی است ما فوق عصر و زمان خود و حتی خیلی مقدم بر ازمنه ای که هست الی یومنا هذا» [19]«مثلاً قرآن درباره توحید و خدا بحث کرده، مسائلی که مربوط به خداوند و ماوراءالطبیعه است (همچنین) مسائلی چون اخلاق و تربیت و به طور کلی هدایت و راهنمایی بشر، مقررات و قوانین، مسائلی در زمینه طبیعیات، آسمان ها، زمین، ستاره ها حیوانات و... با توجه به این که کسی که این سخنان را گفته یک مرد عرب امی بوده، این نشانه اعجاز است.»
اگر مطلبی را از قرآن استنباط می کنیم هیچ اصراری نداریم که حتماً آن را با علوم روز منطبق کنیم، زیرا علم بشر را متغیر دانسته و در هر دوره و زمانی نظریه ای دارد که در زمان دیگر نیست. در نتیجه ما اصرار نداریم که آن چه را که در قرآن آمده است، حتماً تطبیق بکنیم با آن چه که علوم قدیم گفته اند یا علم جدید می گوید.
منابع:
۱-آشنایی با قرآن، آثار شهید مطهری (ره).
۲-مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی، مجموعه آثار شهید مطهری، ش 2، ص 213.
۳-نبوت، مجموعه آثار شهید مطهری (ره) ش 4، ص 535.
۴-حماسه حسینی، مجموعه آثار شهید مطهری، ش 17، ص 336 و 337.
۵-اعجاز سوره مبارک حمد، محمدامین احمدی فقیه، نشر پژواک کیوان، ۱۳۹۰.
سرّی ار اسرار سوره مبارک حمد
خداوند متعال تمامی کتب آسمانی را در قرآن حکیم به امانت سپرده «و آن چه در مفصل است در فاتحه به امانت سپرده است» و تمام فاتحه در سه کلمهی «الله» و «رحمن» و «رحیم» مندرج است و «رحمن» و «رحیم» در اسم «الله» و تمام اشیا در حرف «هاء» از اسم «الله» مندرجند.
بین تعین اول از ذات احدیت و اولین حرف از عالم حروف در نفس انسان یعنی حرف «الف» شباهتی وجود دارد. «الف» مظهر صورت نفس الرحمن است، همچنان که حروف و کلمات انسانی به نفس متعین میشوند، حروف غیبی نیز به واسطهی «الف» که مظهر واحد است، ظاهر میشود. در این تحلیل خواص اعداد و حروف ابجد در ارتباط با حقایق وجود در حروف «بسم الله الرحمن الرحیم» است. قرآن عظیم صفات انسان کامل را شرح میدهد؛ بنابراین، قرآن حکیم مختصر انسان کامل است (1).
و حرف «هاء» از حروف «بسم الله الرحمن الرحیم» به محور ولایت و چهارده معصوم، حضرت فاطمه الزهرا، سلام الله علیها، اشاره دارد (2).
منبع:
1-قونوی، صدرالدین، اعجاز البیان یا تفسیر سورهی فاتحه، ترجمهی محمد خواجوی، ص131، 1375.
۲-حقایق و اسراری از «بسم الله الرحمن الرحیم»، محمدامین احمدی فقیه، نشر آیات بینات، 1388
«ارنست رنان» فرانسوی:
در کتابخانه شخصی من هزاران جلد کتاب سیاسی، اجتماعی، ادبی و غیره وجود دارد که همه آنها را بیشتر از یک بار مطالعه نکردهام و چه بسا کتابهایی که فقط زینت کتابخانه من میباشند. ولی یک جلد کتاب هست که همیشه مونس من است و هر وقت خسته میشوم و میخواهم درهایی از معانی و کمال بر روی من باز شود آن را مطالعه میکنم و از مطالعه زیاد آن خسته و ملول نمیشوم، این کتاب؛ «قرآن»، کتاب آسمانی مسلمین است.
نوزده فروردین روز «شرف الشمس» است و راجع به این روز توجهات زیادی هست و اعمال و آداب خاصی برای این روز آمده است و جزو معدود اعمالی است که به ماه شمسی ارتباط دارد و در کتب ذکر و دعا آمده است که: سالی یکبار شرایط مهیا میشود تا موکلین خورشید به زمین آیند. لذا امکان انجام این اعمال در سال فقط یکبار است. آن هم فقط در شرف خورشید که خورشید در آن زمان نسبت به سایر کواکب روی زمین قدرت بیشتری دارد.
روز 19 فروردین ماه روز انجام عمل است اما ساعات مختلفی برای آن ذکر شدهاست. ازطلوع خورشید تا غروب خورشيد ذکر شدهاست.
نقش شرف شمس که روی نگین و یا عقیق حکاکی میشود، آداب خاصی دارد، شامل پنج اسم اعظم خداوند است که آنها را کلمات مبارکه «الله؛ جمیل؛ رحمن؛ مومن؛ نور» گفتهاند و به جای نقش از پنج حرف اول آنها به صورت «ا.ج.ر.م.ن» میتوان استفاده کرد.
از مخفف این حروف کلمهی «مرجان» به دست میآید که ارزش ابجدی 294 دارد. این عدد مضاربی دارد که نشان از «سبعاًمنالمثانی» و 7 آسمان و خلقت در 6 روز است: 294=7×7×6.
از ابوذر غفاری درباره آیهی 19 تا 22 سورهی الرحمن «مرج البحرین یلتقیان، فبايءالاء ربکما تکذبان، بینهما برزخ لایبغیان، یخرج منهما اللؤلؤ والمرجان» آمده است که: «بحرین» علی و فاطمه، سلام الله علیها، هستند و «لؤلؤ و مرجان» حسن و حسین، علیهماالسلام، میباشند. مضمون این روایت نیز از امام صادق علیهالسلام، نیز آمده است.
دعای شرف الشمس در روز 19 فروردين هر سال براي برآورده شدن حاجات نوشته مي شود، از طلوع تا غروب آفتاب فرصت داريد دعا را بنویسید و در زیر آن حاجاتتان را بيان كنيد و در قرآن قرار دهید. انشاءالله حوائجتان برآورده خواهد شد.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
اَللّهُم اِنّی اَسئَلُكَ بِالهاءِ مِنْ العِصّیِ بالالَفِ المُقّوِم بِالمِیمِ الطَمیس الاَبتَر بالسِّلمِ بالاَربَعَه الَتِی هِی كالكَفِ بِلا مُعصَم بِالهاءِ المَشقُوقَه بالواوِ المُعظَّم صوره اِسمكَ الشَّریفِ الاَعظَم اَن تُصَلِیَ علی سَیِّدِنا مُحمَّدِ وَ آلِهِ بعدد حروف ماجری بِالقلم اَن تَقضِی حاجَتِی.
این نقش 13 حرف دارد 4 حرف از تورات 4 حرف از انجیل و 5 حرف از قرآن کریم می باشد.
که هر کس این را نقش کند و همراه نگه دارد از خطرات زمین و آسمان و آفات چسمی و روحی محافظت از حیوانات موزی و هوام ( مار و گزندگان و...) و حفظ از حیوانات درنده ( شیر و پلنگ و...) و حفظ از ستمکاران و دشمنان (ملوک و حکام و جن و...) و جلب رزق و روزی و... در کل خاصیت این نقش زیاد است و فقط شما در 19 برج حمل ( فروردین ) ساعت شمس می توانید این نقش را بکشید در روزهای دیگر اگر رسم شود تاثیری ندارد.
نحوه نقش کردن این نقش مکرم :
1- آداب عمومی اذکار ( طهارت . توجه و ... )
2- حتماً در وقت شرف شمس نوشته شود ( درجه 19 برج حمل ساعات شمس )
3- از سمت راست شروع به نوشتن کنید
4- هر حرف با یک بار حرکت قلم نوشته شود و با قلم بر روی نوشته بر نگردید
5- با مشک و زعفران بر روی نگین زرد یا ورق طلا یا کاغذ زرد حک و نوشته شود
6- این ذکر و نقش حاوی اسرار زیادی است سعی کنید از دیگران اسرارش را مخفی نگه دارید.
این نگین و سنگ حکاکی شده دارای خواص ذیل است:
گشایش امور و مشکلات.
باز شدن ابواب رزق و روزی.
عزت و مقام رفیع یافتن.
حفاظت از شر بلایا و دشمنان.
حفاظت اموال.
حفاظت در مقابل بدگویان زبان بند.
بخت گشای بسیار موثر.
جلب محبت و احترام و مجذوب نمودن افراد .
در كتاب «هزار و يك نكته»، نكته 977، تأليف آيت الله حسن زاده آملي نيز مطالبي راجع به اين شكل آمده است. از سنگ شرف الشمس برای: چشم زخم، گشايش امور، برآورده شدن آرزوها، افزايش رزق و روزي استفاده می گردد.
منابع
1-بحار الانوار، ج 24، ص 105، حدیث 3 و 4 و 5، کنز جوامع الفوائد، ص 393.
2- کتاب «جنه الوافیه» مشهور به «مصباح کفعمی».
|
|