اعجاز انشاي عددي قرآن حكيم و ترجمه
 
 
بر آنيم كه خوانندگان را با حقايقي از اعجاز انشای رياضي قرآن مجيد و عترت و ترجمه آشنا نماييم
 
بسم الله الرحمن الرحیم

تركيب‏پذيرى، يكى از خصوصيات زبان فارسى است، زبان فارسى، خصوصيتش تركيب‏پذيرى است و مى‏تواند بى‏نهايت مفهوم را در خودش جاى بدهد. گمان مى‏كنم كه هيچ زبانى مثل زبان فارسى نيست.

فارسى‏ صحيح، زبان شيرين و پُروسعتى است. الآن زبان ما، از زبان عربى وسيع‏تر است.

زبان فارسى، علاوه بر گسترش و تركيب‏پذيرى خودش، زبان بسيار خوب و شيرين و پُرگنجايشى است و مثل يك بادكنك، صد برابر حجم فعلى خودش، قابل گسترش است.

زبان فارسى مثل همه‏ى زبان‌هاى ديگر، محتاج نوسازى روز به روز است. وقتى اين ريشه سالم است، بايد روز به روز شاخه و برگ‌هايش زياد بشود و اتساع پيدا كند. متأسفانه اين كار نشده است؛ نه اينكه امروز نشده، بلكه در تمام دوران پنجاه، شصت‏ساله‏ى گذشته، جز كارهاى فردى، هيچ كارى انجام نشده است. اين فرهنگستان‌ها چيزهاى بسيار خنثايى بودند و از اول تا حالا تقريباً يك چيز حسابى بيرون ندادند. اگر يك‏وقت يك نويسنده‏ى حسابى، يك شاعر خوب، يك انسان بزرگ با ذوق، توانسته در حد شخصى كارى انجام بدهد، يك‏قدم زبان را پيش برده ؛ و الّا يك كار جريانى انجام نگرفته است.

هر زبانى كه سعه‏ى نفوذ آن زياد باشد، طبيعى است كه با خود فرهنگى را حمل مى‏كند. كارى كه امروز دولت‌هاى استعمارگر و سلطه‏طلب مى‏خواهند با خرج‌هاى زياد و با اعمال نفوذهاى فراوانى در دنيا انجام بدهند، زبان فارسى آن كار را با نفوذ طبيعىِ خودش كرده است. نمى‏شود باور كرد كه نفوذ زبان فارسى به خاطر قدرت سياسى كشور فارسى‏زبان است.

بنابراين، علت نفوذ زبان فارسى در چيز ديگرى است؛ شايد يك مقدار در خود ذات اين زبان است؛ يعنى تركيب ، شيوايى ويژه و آهنگى كه اين زبان دارد. من از بعضى كسانى كه در مجامع جهانى خيلى حضور پيدا مى‏كنند و نطق‌هاى مختلف را مى‏شنوند، شنيدم كه مى‏گفتند آهنگ زبان فارسى و نطق‌هاى فارسى، گيراتر از آهنگ زبان‌هاى ديگر است. ما هم گاهى مى‏بينيم كه بعضى از اشخاصى كه از كشورهاى متعدد به ايران مى‏آيند و در اينجا صحبت مى‏كنند، آن زيبايى و فراز و نشيب لطيف زبان فارسى در كلامشان احساس نمى‏شود. البته اين‏ها را بايستى زبان‏شناسان بگويند؛ چيزى نيست كه با گوش بشود فهميد ؛ لابد موازين و معيارهايى دارد كه اين‏ها را زبان‏شناسان مى‏فهمند.

علت ديگر نفوذ زبان فارسى، آن بار معنايى است كه اين زبان با خودش حمل مى‏كند. زبان فارسى، فرهنگ غنى‏اى را با خودش مى‏برده است؛ اين فرهنگ امروز در اختيار ماست؛ عمدتاً هم فرهنگ اسلامى است؛ يعنى اسلام در اين منطقه‏ى شرق عالم، از شبه قاره گرفته تا چين و تا هرجاى ديگر كه رفته، با زبان فارسى رفته است. خيلى نزديك به نظر مى‏آيد كه يكى از عوامل گسترش زبان فارسى در دنيا و لااقل در اين ناحيه همراهى آن با دين و پيام دين و معارف دينى باشد؛ يعنى آن كسى كه اين دين و اين معارف را مى‏پذيرد، زبانى را هم كه حامل آن است، مى‏پذيرد. من ديده‏ام كه قوال‌ها در هند در مقبره‏ى شاه ولى‏اللّه  مى‏نشينند و اشعارى را به زبان فارسى مى‏خوانند. البته فارسى را هم خيلى بد مى‏خوانند ؛ يعنى صدايشان خوب است،  ليكن خواندن‌شان خيلى غلط  دارد؛ درعين‏حال اشعار، همان اشعار عرفانى و معنوى فارسى است كه يا از اشعار خود شاه ولى‏اللّه و يا از اشعار ديگران مى‏خوانند. بنابراين، ما مى‏توانيم آن محتواى عرفانى و آن فرهنگ اسلامى را كه شكل لطيف و زيباى خودش را در ايران داشته، عامل گسترش زبان بدانيم.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۱ساعت 13:56  توسط احمدي فقيه  | 
  بالا