|
اعجاز انشاي عددي قرآن حكيم و ترجمه
|
||
|
بر آنيم كه خوانندگان را با حقايقي از اعجاز انشای رياضي قرآن مجيد و عترت و ترجمه آشنا نماييم |
با چنین رفتن به منزل کی رسی
با چنین خصلت به حاصل کی رسی
بس گران جانی و بس اشتردلی
در سبک روحان یک دل کی رسی
با چنین زفتی چگونه کم زنی
با چنین وصلت به واصل کی رسی
چونک اندر سر گشادی نیستت
در گشاد سر مشکل کی رسی
همچو آبی اندر این گل ماندهای
پس به پاک از آب و از گل کی رسی
بگذر از خورشید وز مه چون خلیل
ور نه در خورشید کامل کی رسی
چون ضعیفی رو به فضل حق گریز
ز آنک بیمفضل به مفضل کی رسی
بی عنایتهای آن دریای لطف
از چنین موجی به ساحل کی رسی
بی براق عشق و سعی جبرئیل
چون محمد در منازل کی رسی
بی پناهان را پناه خود کنی
در پناه شاه مقبل کی رسی
پیش بسم الله بسمل شو تمام
ور نه چون مردی به بسمل کی رسی
نهان از دل و دیدهٔ مردمند
نگهدار این دولت از چشم بد
بکش مد اقبال او تا ابد
همیشه چو خور گیتی افروز باد
همه روز او عید نوروز باد
شراب شهادت بکامش رسان
بجد علیه السلامش رسان
رضی روز محشر علی ساقی است
مکن ترک می تا نفس باقی است
چو در دور لبش تقوی حرام است
خدایا، دور میخواران کدام است
چه گویم از حدیث زلف و رویش
چو مشرق مظهر هر صبح و شام است
یکی صیاد در دامم فکندنست
که فارغ هم ز صید و هم ز دام است
یک آهنگ است اگر تو راست بینی
که اینجا شعبه و آنجا مقام است
ندانم کز چه رو این چرخ با ما
همیشه در مقام انتقام است
رضی گفتی کدام است از اسیران
ببین رند خراباتی کدام است
یوسف کنعانیم روی چو ماهم گواست
هیچ کس از آفتاب خط و گواهان نخواست
سرو بلندم تو را راست نشانی دهم
راستتر از سروقد نیست نشانی راست
هست گواه قمر چستی و خوبی و فر
شعشعه اختران خط و گواه سماست
ای گل و گلزارها کیست گواه شما
بوی که در مغزهاست رنگ که در چشمهاست
عقل اگر قاضیست کو خط و منشور او
دیدن پایان کار صبر و وقار و وفاست
عشق اگر محرم است چیست نشان حرم
آنک بجز روی دوست در نظر او فناست
عالم دون روسپیست چیست نشانی آن
آنک حریفیش پیش و آن دگرش در قفاست
چونک به راهش کند آن به برش درکشد
بوسه او نه از وفاست خلعت او نه از عطاست
چیست نشانی آنک هست جهانی دگر
نو شدن حالها رفتن این کهنههاست
روز نو و شام نو باغ نو و دام نو
هر نفس اندیشه نو نوخوشی و نوغناست
نو ز کجا میرسد کهنه کجا میرود
گر نه ورای نظر عالم بیمنتهاست
عالم چون آب جوست بسته نماید ولیک
میرود و میرسد نو نو این از کجاست
خامش و دیگر مگو آنک سخن بایدش
اصل سخن گو بجو اصل سخن شاه ماست
شاه شهی بخش جان مفخر تبریزیان
آنک در اسرار عشق همنفس مصطفاست
|
|