اعجاز انشاي عددي قرآن حكيم و ترجمه
 
 
بر آنيم كه خوانندگان را با حقايقي از اعجاز انشای رياضي قرآن مجيد و عترت و ترجمه آشنا نماييم
 

روضه خلد برین خلوت درویشان است

مایه محتشمی خدمت درویشان است

گنج عزلت که طلسمات عجایب دارد

فتح آن در نظر رحمت درویشان است

قصر فردوس که رضوانش به دربانی رفت

منظری از چمن نزهت درویشان است

آنچه زر می‌شود از پرتو آن قلب سیاه

کیمیایی­ست که در صحبت درویشان است

آنکه پیشش بنهد تاج تکبر خورشید

کبریاییست که در حشمت درویشان است

دولتی را که نباشد غم از آسیب زوال

بی تکلف بشنو دولت درویشان است

خسروان قبله حاجات جهانند ولی

سببش بندگی حضرت درویشان است

روی مقصود که شاهان به دعا می‌طلبند

مظهرش آینه طلعت درویشان است

از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی

از ازل تا به ابد فرصت درویشان است

ای توانگر مفروش این همه نخوت که تو را

سر و زر در کنف همت درویشان است

گنج قارون که فرو می‌شود از قهر هنوز

خوانده باشی که هم از غیرت درویشان است

من غلام نظر آصف عهدم کو را

صورت خواجگی و سیرت درویشان است

حافظ ار آب حیات ازلی می‌خواهی

منبعش خاک در خلوت درویشان است

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مهر 1393ساعت 11:42  توسط احمدي فقيه  | 
ترجمه قرآن به فارسی سره سنت‌شکنی نازیباست                   

 احمدباقر نجف‌زاده بارفروش، مدرس دانشگاه تهران، در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) درباره مزایای ترجمه قرآن به زبان فارسی روان گفت: در ابتدا باید دانست که هیچ زبانی پاک نیست و این نقد بی‌رحمانه من به نگاه و افکار سیداحمد کسروی است که اندیشه‌ای مبتنی بر زبان پاک داشت و مولوی، حافظ و سعدی را مردود می‌دانست و تنها فردوسی را قبول داشت؛ در صورتی که دیدگاهش اشتباه بود و زبان پاک وجود ندارد.

وی افزود: قرآن را که ورق بزنید، می‌بینید که واژگان فارسی و عبری در آن فراوان است و حتی نام حضرت موسی(ع)، حضرت عیسی و بسیاری واژگان دیگر همه عبری هستند؛ بنابراین در قرآن نیز واژگانی از زبان‌های دیگر وارد شده است که «کتاب واژه‌های دخیل در قرآن مجید» ترجمه فریدون بدره‌ای به این واژگان پرداخته است.

بهره‌مندی از اساتید زبان و ادبیات فارسی در ترجمه قرآن

نجف‌زاده بارفروش با اشاره به ترجمه قرآن خود به فارسی روان اظهار کرد: کاری که در رابطه با ترجمه قرآن انجام داده‌ام، این است که از همفکری و هم‌اندیشی و رایزنی اساتیدی چون مرحوم عبدالحسین زرین‌کوب، علامه سیدجعفر شهیدی، مظاهر مصفا، محمدرضا شفیعی‌کدکنی و علی‌اشرف صادقی و بسیاری از بزرگان حوزوی بهره‌مند شدم.

وی ادامه داد: در حال حاضر برای تألیف و دفاع از دیدگاه خودم این توضیح را می‌دهم که در ترجمه‌های متون دینی اسلامی و قرآن کوشیدم به زبان امروز باشد، گاه واژگانی وجود دارد که به زبان امروزی نمی‌توان آنها را یافت؛ مثلاً به جای آونگ می‌گوییم زنگ.

ترجمه اصطلاحات فقهی عقلانی نیست

این مترجم در ادامه گفت: کوشیده‌ام مبانی تفسیری شیعه و اهل سنت را رعایت کنم، برخلاف استاد بهاء‌الدین خرمشاهی که کوشش وی برای این بوده که از تفاسیر اهل سنت بیشتر بهره ببرد. از سوی دیگر اَعلام را در جای خود آورده و اصطلاحات فقهی را رعایت کرده‌ام. مثلاً طلاق رجعی و عبارات دیگر فقهی را تغییر نداده‌ام؛ چرا که ترجمه اینها عقلانی و خردمندانه نیست.

نجف‌زاده بارفروش تصریح کرد: همچنین سعی کردم در گزینش واژگان بهترین واژه را انتخاب کنم نه اینکه پیچیده‌گویی کنم، مثلا برخی ادبا مورد انتقاد اغلب اساتید ادب فارسی است و مانند میرداماد که طوری سخن می‌گفت که کسی نمی‌فهمید، آنها نیز به زبان فارسی سره سخن می‌گویند و واژگانی را برمی‌گزینند که هرگز با ذهن و اندیشه شنوندگان و خوانندگان مأنوس نیست.

هدف از گزینش واژگان فارسی پیچیده‌گویی نیست

وی در پاسخ به اینکه آیا ترجمه قرآنی که ارائه کرده‌اید نیز این گونه است، بیان کرد: ترجمه‌ای که انجام داده‌ام، کاملاً سره نیست که کسی آن را متوجه نشود، بلکه به زبان فارسی امروزی درآمده است تا قابل فهم برای همگان باشد.

این نویسنده افزود: بسیاری از واژگانی که به عنوان ترجمه فارسی سره به کار می‌رود، منجر به درازگویی می‌شود؛ مانند اینکه به «قرآن» گفته شود «بزرگ‌ آسمانی‌نامه». وقتی قرآن برای همگان شناخته شده است چه نیازی به ترجمه آن است.

مردم را به فارسی علاقه‌مند کنیم

مدرس دانشگاه تهران با اشاره به ترجمه‌های فارسی ارائه شده از قرآن گفت: قبل از انجام کار، بیشتر ترجمه‌های قرآن را از آغاز تا پایان بررسی کردم که در میان آنها ترجمه آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی یکی از ترجمه‌های زیبای قرآن است و ترجمه‌های دیگری را نیز دیدم که بسیاری از آنها تکرار مکررات است و یا زبان آنها برای عامه مردم قابل فهم نیست؛ از این رو تلاش من براین بوده که ترجمه‌ای روان از قرآن ارائه دهم و فارسی سره از این جهت است نه به جهت اینکه تمام واژگان آن به فارسی سره باشد.

وی تغییر واژگان به فارسی سره را سنت‌شکنی نازیبا خواند و افزود: ما باید کاری کنیم تا مردم به زبان فارسی علاقه‌مند شوند و قصد من این بود که کار علمی در این باره انجام دهم.

حذف واژگان قرآنی از زبان فارسی آن را آشفته می‌کند

نجف‌زاده بارفروش درباره حذف واژه‌های قرآنی از زبان فارسی نیز گفت: اگر هر کسی بخواهد به این کار دست بزند و به هر شکلی که شده واژه‌های غیرفارسی را حذف کرده و به جای آن واژه‌های فارسی بسازند، زبان را آشفته خواهند کرد و یا اگر کسی بخواهد فارسی سره را برگزیند، در این صورت تنها قادر به درک آثار ادبی از سعدی به بعد خواهیم بود.

گفتنی است، نجف‌زاده بارفروش، فارغ‌التحصیل حوزه و دکترای رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران است. وی بیش از 50 اثر در حوزه ترجمه و تألیف دارد. «زنان داستان‌نویس»، «داستان‌های کوتاه جنگ در ایران»، «فرهنگ شاعران جنگ و مقاومت»، «فرهنگ طنز در آثار خواجو»، «‌لالایی‌های ایرانی» و «به خاطر وطنم» برخی از آثار وی محسوب می‌شوند.

 

ثبت شده توسط                         :                     الهام ذبیحی                                      

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393ساعت 17:36  توسط احمدي فقيه  | 

سفر کعبه نمودار ره آخرت است

گر چه رمز رهش از صورت دیبا شنوند

جان معنی است باسم صوری داده برون

خاصگان معنی و عامان همه اسما شنوند

کعبه را نام به میدانگه عام عرفات

حجرهٔ خاص جهان داور دارا شنوند

عابدان نعره برآرند به میدانگه از آنک

نعرهٔ شیر دلان در صف هیجا شنوند

عارفان خامش و سر بر سر زانو چو ملخ

نه چو زنبور کز او شورش و غوغا شنوند

ساربانا به وفا بر تو که تعجیل نمای

کز وفای تو ز من شکر موفا شنوند

حاش لله اگر امسال ز حج و امانم

نز قصور من و تقصیر تو حاشا شنوند

دوستان یافته میقات و شده زی عرفات

من به فید و ز من آوازه به بطحا شنوند

هیچ اگر سایه پذیرد منم آن سایهٔ هیچ

که مرا نام نه در دفتر اشیا شنوند

ها و ها باشد اگر محمل ما سازی و هم

برسانیم بکم زانکه ز من ها شنوند

بر در کعبه که بیت الله موجودات است

که مباهات امم زان در والا شنوند

بار عام است و در کعبه گشاده است کز او

خاصگان بانگ در جنت ماوا شنوند

پس چو رضوان در جنات گشاید ملکان

بانگ حلقه زدن کعبهٔ علیا شنوند

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393ساعت 11:46  توسط احمدي فقيه  | 
بسم الله الرحمن الرحیم

ذکری از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم:
هر کس که اندوه یا غم یا سختی یا بلا به او رسیده، دعای زیر را بخواند:
«الله ربی، لا اشرک به شیئا، توکلت علی الحی الذی لا یموت»
«خداوند پروردگار من است! هيچ امر و چیزی را شریک او قرار نمی دهم! بر زنده و پاينده ای که نمی میرد توکل می کنم!»

و سفارشی از دوست که این ذکر را در سجده مقابل کعبه بخوانم!

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393ساعت 8:52  توسط احمدي فقيه  | 
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ 

وَ إِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَنْ لَا تُشْرِكْ بِي شَيْئًا وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْقَائِمِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ ﴿٢٦﴾ وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَ عَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ﴿٢٧﴾ لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ عَلَىٰ مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ ۖ فَكُلُوا مِنْهَا وَ أَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ ﴿٢٨﴾ ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُفُوا نُذُورَهُمْ وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ﴿٢٩﴾ ذَٰلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ ۗ وَ أُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعَامُ إِلَّا مَا يُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ ۖ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ﴿٣٠﴾

و به ياد آر! هنگامي که براي ابراهيم (عليه­السّلام) جاي­گاهي نيکو درآن خانه معيّن كرده و توليت داديم، ازآن روي که شريکي با من نباشد و خانه‌ي مرا براي طواف‌كنندگان و اعتکاف‌کنندگان و نمازگزاراني که با ركوع و سجود خاشع هستند، پاكيزه نمايد! [26]. و مردمان را با اعلام عمومي براي به جا آوردن حجّ دعوت کن! تا هر پياده و سواره­اي از راه دور و نزديک به سوي تو آيند [27]. براي اينکه شاهدِ بهره­مندي از منافع وافر مادّي و معنوي خود باشند، و در روزهاي معلوم، بر انواع دامي كه روزي­شان داده­ايم با يادِ نام الاهي، آن­ها را قرباني کنند، پس، از آن­ها بهره­مند شويد و درماندگان مستمند را نيز بهره­مند نماييد [28]. زان­پس، حاجيان با زدودن آلودگي خود، تقصير نمايند و به نذرهاي خود وفا كنند و طواف خانه­ي كهن كعبه را به جا آورند [29]. اين، همان موازين و حدود حجّ ابراهيمي­ست! و هرکه حدود احکام الاهي را تعظيم نمايد، براي وي درپيش­گاه پروردگارش بسي بهتر و نيکوتر خواهد بود، بدين منوال، بهره­مندي از دام­ها براي شما حلال شده‌است، به جز مواردي که حكم آن برشما خوانده و بازگو مي‏شود، به هرحال، از پليدکاري با بت­ها و از گفتار بي­اساس دوری کنيد [30].

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هجدهم شهریور 1393ساعت 12:26  توسط احمدي فقيه  | 

ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا

شاد آمدیت از سفر خانه خدا

روز از سفر به فاقه و شب‌ها قرار نی

در عشق حج کعبه و دیدار مصطفا

مالیده رو و سینه در آن قبله گاه حق

در خانه خدا شده قد کان آمنسا

چونید و چون بدیت در این راه باخطر

ایمن کند خدای در این راه جمله را

در آسمان ز غلغل لبیک حاجیان

تا عرش نعره‌ها و غریوست از صدا

جان چشم تو ببوسد و بر پات سر نهد

ای مروه را بدیده و بررفته بر صفا

مهمان حق شدیت و خدا وعده کرده است

مهمان عزیز باشد خاصه به پیش ما

جان خاک اشتری که کشد بار حاجیان

تا مشعرالحرام و تا منزل منا

بازآمده ز حج و دل آن جا شده مقیم

جان حلقه را گرفته و تن گشته مبتلا

از شام ذات جحفه و از بصره ذات عرق

باتیغ و باکفن شده این جا که ربنا

کوه صفا برآ به سر کوه رخ به بیت

تکبیر کن برادر و تهلیل و هم دعا

اکنون که هفت بار طوافت قبول شد

اندر مقام دو رکعت کن قدوم را

وانگه برآ به مروه و مانند این بکن

تا هفت بار و باز به خانه طواف‌ها

تا روز ترویه بشنو خطبه بلیغ

وانگه به جانب عرفات آی در صلا

وانگه به موقف آی و به قرب جبل بایست

پس بامداد بار دگر بیست هم به جا

وان گاه روی سوی منی آر و بعد از آن

تا هفت بار می‌زن و می‌گیر سنگ‌ها

از ما سلام بادا بر رکن و بر حطیم

ای شوق ما به زمزم و آن منزل وفا

صبحی بود ز خواب بخیزیم گرد ما

از اذخر و خلیل به ما بو دهد صبا

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هجدهم شهریور 1393ساعت 11:44  توسط احمدي فقيه  | 

شرف نفس به جودست و کرامت به سجود

هر که این هر دو ندارد عدمش به که وجود

ای که در نعمت و نازی به جهان غره مباش

که محالست در این مرحله امکان خلود

وی که در شدت فقری و پریشانی حال

صبر کن کاین دو سه روزی به سرآید معدود

خاک راهی که برو می‌گذری ساکن باش

که عیونست و جفونست و خدودست و قدود

این همان چشمهٔ خورشید جهان افروزست

که همی تافت بر آرامگه عاد و ثمود

خاک مصر طرب انگیز نبینی که همان

خاک مصرست ولی بر سر فرعون و جنود

دنیی آن قدر ندارد که بدو رشک برند

ای برادر که نه محسود بماند نه حسود

قیمت خود به مناهی و ملاهی مشکن

گرت ایمان درستست به روز موعود

دست حاجت که بری پیش خداوندی بر

که کریمست و رحیمست و غفورست و ودود

از ثری تا به ثریا به عبودیت او

همه در ذکر و مناجات و قیامند و قعود

کرمش نامتناهی، نعمش بی‌پایان

هیچ خواهنده ازین در نرود بی‌مقصود

پند سعدی که کلید در گنج سعد است

نتواند که به جای آورد الا مسعود

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم شهریور 1393ساعت 8:48  توسط احمدي فقيه  | 

شرف نفس به جودست و کرامت به سجود

هر که این هر دو ندارد عدمش به که وجود

ای که در نعمت و نازی به جهان غره مباش

که محالست در این مرحله امکان خلود

وی که در شدت فقری و پریشانی حال

صبر کن کاین دو سه روزی به سرآید معدود

خاک راهی که برو می‌گذری ساکن باش

که عیونست و جفونست و خدودست و قدود

این همان چشمهٔ خورشید جهان افروزست

که همی تافت بر آرامگه عاد و ثمود

خاک مصر طرب انگیز نبینی که همان

خاک مصرست ولی بر سر فرعون و جنود

دنیی آن قدر ندارد که بدو رشک برند

ای برادر که نه محسود بماند نه حسود

قیمت خود به مناهی و ملاهی مشکن

گرت ایمان درستست به روز موعود

دست حاجت که بری پیش خداوندی بر

که کریمست و رحیمست و غفورست و ودود

از ثری تا به ثریا به عبودیت او

همه در ذکر و مناجات و قیامند و قعود

کرمش نامتناهی، نعمش بی‌پایان

هیچ خواهنده ازین در نرود بی‌مقصود

پند سعدی که کلید در گنج سعد است

نتواند که به جای آورد الا مسعود

 |+| نوشته شده در  شنبه پانزدهم شهریور 1393ساعت 8:53  توسط احمدي فقيه  | 

جمال تو عرصات­ست و قامت تو قیامت                   به جلوه آی و قیامت کن آشکار به قامت

وصال تست بهشت و فراق تست جهنم                 وصال تست غنیمت فراق تست غرامت

وصال تست سعادت فراق تست شقاوت                 وصال تست سلامت فراق تست سآمت

دمی زعمر که آن بی لقای تو گذرانم                      تدارکش نتوانم نمود تا به قیامت

تو را چه کم که مرا نیست تاب دیدن رویت               ز عجز شب پرهٔ آفتاب را چه ملامت

تو را چه غم که بمیرد هزار هم­چو من از غم             مراست غم که مبادا تو را کنند ملامت

ز مرگ باک ندارم در آن غمی که نشیند                  به خاکم ار گذری بر دلت غبار ندامت

کرامتی­ست کسی را که میرد از غم عشقی           چو غم غم تو بود می­شود مزید کرامت

اگر به لطف نوازی و گر به قهر گدازی                      نکوست هر چه به من می­کنی سریق سلامت

شب فراق غمت لطف­ها که با دل من کرد               حساب آن نتوان کرد تا به روز قیامت

خدنگ غمزهٔ پی در پی تو روز وصال­ست                  تمام راحت دل شد چه معجز است و کرامت

بمیر در غم او فیض تا که جان بری از مرگ                بباز در قدمش تا که سر بری به سلامت

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393ساعت 15:50  توسط احمدي فقيه  | 
بسم الله الرحمن الرحیم

سهند

       ما را می شناسد؛

       مرا،

             تو را،

                     و او را،

سهند

             باکری را خوب می شناسد؛

می گوید:

             باکری ، در غزه " جان کری " را به سخره گرفت

سهند

             آل اسحاق را خوب می شناسد؛

می گوید؛

             آل اسحاق می کوشد تا افسار" آل سعود" را از دست شیطان بیرون آورد

سهند

           نوری را خوب می شناسد؛

می گوید:

           نوری با چراغی در دست دنبال دانشگاه نورانی می گردد

سهند

           بوجار را خوب می شناسد؛

می گوید:

                  "بوجار" تخریب حصارهای بی منطق

                                            و مناره های بی ناطق را " جار " می زند

سهند

         ما را خوب می شناسد؛

می گوید:

             دردهایتان فقط با " عدالت علی " در مان می شود.

 
 
چهل و یکمین مراسم بزرگداشت یاد و خاطره شهدای دانشگاه تبریز و علوم پزشکی
پنجشنبه ششم شهریور ماه 1393 ، در شهر زیبای تبریز ،‌دانشگاه تبریز و علوم پزشکی برگزار خواهد شد.
مقدمتان را در جمع خانواده معظم شهدا، آزادگان و ایثارگران و دوستان قدیمی گرامی می داریم.

آدرس سایت موسسه : www.yadeyaran.net

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پنجم شهریور 1393ساعت 9:46  توسط احمدي فقيه  | 
مطالب قدیمی‌تر
 
  بالا